🖋️ نویسنده: بابک لکقمی
🛂 نشر: چشمه (ناشر اصلی: Tyrant Books)
💞 ژانر: ادبیات داستانی / پستمدرن / معمایی روانشناختی
🌟 درباره کتاب (داستانی ):
جرقه داستان: راویِ بینامِ این کتابِ کوتاه اما پرمعنا، خود را در اتاقی اجارهای در شهری ناشناس مییابد؛ جایی که «اشیا ناپدید میشوند و آدمهای تازهای پیدایشان میشود» . او کسی است که به دلیل سنگینی و غریبگی نام واقعیاش، دیگران او را «باب» صدا میکنند . در این جهان بیقانون و سستبنیان، وقایع عجیباند: دوست دخترش «شیلا» در بیمارستان روانی بستری است (و شاید در حال مرگ )، پلیسی دمِ درِ همسایهاش نشسته و روزنامهای که راوی درباره پدر منتقد و مخفیاش نوشته مدام توسط ویراستار تحریف میشود .
کمتر از صدوچند صفحه روایت، در تکهتکههای کوتاه و شبیه به شعر منثور پیش میرود . هیچ چیز قطعی نیست: نه هویت قاتل، نه تقصیر قربانی، و نه حتی اینکه خود راوی واقعاً شاهد وقایعی است که تعریف میکند یا دارند به او «بازی» میدهند. این کتاب بیآنکه پاسخی به شما بدهد، شما را وادار میکند در پارانویای محض سهیم شوید: «آیا از این اتاق راه فراری هست؟»
فضای کتاب: لکقمی که در تهران متولد شده و اکنون در کانادا زندگی میکند ، در این نخستین اثرش فضایی خلق کرده که منتقدان آن را ادای دینی به پل استر و کافکا توصیف کردهاند، با صدایی «مدرن، تنها و در عین حال دلسوزانه» . کتاب در فهرست نهایی «جایزه ادبی رابرت کرافت» نامزد شده است.
📌 مخاطب خاص: بزرگسالان. اگر از معماهای بیپاسخ، روایتهای غیرخطی و خلق فضاهای دلهرهآور بدون استفاده از خون و هیاهو لذت میبرید (و اگر دلتان میخواهد بدانید «کتابهای تایپنت» [Tyrant Books] یعنی چه )، این کتاب را یک نفس خواهید خواند. طرفداران «شهر شیشهای» پل استر و «مسخ» کافکا.
نقل قول از کتاب: «وقتی نمیدانم چه کار کنم، دوست دارم چیزها را در دفترچه یادداشت کنم. دوست دارم این کار را در خشکشویی یا کافیشاپ انجام دهم. کنار پنجره مینشینم و مینویسم. گاهی تکههایی از روزنامه را میبُرَم و به دفترچه میچسبانم. بعضی دفترچهها را انداختم رودخانه. بعضیها در سیل گم شدند. حالا، یادداشتهایم را با خطی بسیار ریز مینویسم که فقط خودم میتوانم بخوانمشان» .

بابک لکقمی نویسندهی ایرانی - کانادایی به زبانِ انگلیسی مینویسد و متولد 1362 است.