سه گانه کاراوال نوشته استفنی گاربر، بدون شک یکی از محبوبترین مجموعههای ژانر فانتزی، حماسی و عاشقانه است که تمام خواستههای شما را برآورده میکند؛ یک مسابقه افسانهای، یک عاشقانه جذاب، پیوندی ناگسستنی بین دو خواهر و ماجرایی که آغاز میشود تا خیلی چیزها را تغییر دهد.
خلاصه داستان کتاب کاراوال جلد اول
اسکارلت هرگز جزیرهی کوچک محل زندگیاش را ترک نکرده است. او بههمراه تلا، خواهر محبوب و کوچکترش و پدر قدرتمند و بیرحمشان زندگی میکند. پدر اسکارلت ترتیب ازدواج او را میدهد و اسکارلت رویای دیدارش از کاراوال را بربادرفته میبیند. همان نمایشی که سالی یک بار اجرا میشود و تماشاگران هم در آن مشارکت میکنند.
اما امسال دعوتنامهای که اسکارلت مدتها بهانتظار آمدنش رویاپردازی کرده است، بالاخره از راه میرسد. تلا با کمک ملوانی مرموز، اسکارلت را یواشکی برای دیدن کاراوال راهی میکند اما بهمحض رسیدن، اسطوره، مغز متفکر و گردانندهی کاراوال، تلا را میرباید. مشخص میشود کاراوال امسال حول محور تلا برگزار میشود و هرکس زودتر پیدایش کند، برنده است.
بخشی از متن جلد اول کتاب کاراوال
وقتی اسکارلت بیدار شد، دنیا برایش مزهی دروغ و خاکستر میداد. ملحفههای خیس، به پوستش که بهخاطر کابوسهایی در مورد رزهای سیاه عرق کرده بود، چسبیده بودند. حداقل آیکو در مورد اینکه رویایش را بهخاطر خواهد آورد، دروغ نگفته بود. خاطرات اسکارلت از آخرین لحظات زنده بودنش مات و درهم بود اما رویایش را کاملاً به یاد میآورد. به همان محکمی و مطمئنی بازوانی که دورش کشیده شده بود. جولیان. دستش درست بالای قفسهی سینه اسکارلت بود.