🖋️ نویسنده: هاروکی موراکامی
🛂 نشر: چشمه (مجموعه سهگانه موش – کتاب دوم)
💞 ژانر: رمان / جادوی واقعگرا / داستان فلسفی
🌟 درباره کتاب (داستانی):
«پین بال، ۱۹۷۳» دومین رمان هاروکی موراکامی و دومین کتاب از سهگانه «موش» (The Rat Trilogy) است . داستان سه سال پس از وقایع «شنیدن آواز باد» رخ میدهد.
جرقه داستان: راوی بینام، که حالا به عنوان مترجم آزاد در توکیو زندگی میکند، وسواس عجیبی پیدا کرده است: پیدا کردن همان دستگاه پین بال («اسپیسشیپ» سهباله) که سالها پیش در بار جی با آن بازی میکرده و آنچنان در خاطرش مانده که دیگر نمیتواند به زندگی عادی ادامه دهد .
در همین حال، دوستش «موش» (The Rat) در شهر زادگاهش مانده است، در حالی که سعی دارد از آنجا فرار کند و با رابطه شکستخورده با دوستدخترش دست و پنجه نرم میکند. راوی به طور مرموزی با یک جفت دوقلوی زن همسان زندگی میکند که یک روز صبح بدون توضیح در آپارتمانش ظاهر شدند و در پایان کتاب ناپدید میشوند . راوی همچنین خاطرات معشوقهی سابقش «نااوکو» را مرور میکند که خود را حلقآویز کرده است .
فضای کتاب: نشانههای آشنای جهان موراکامی در این کتاب حضور دارند: چاه (که بعدها در «کلهباد پرنده» نقشی محوری پیدا میکند)، دریا و باران، و حتی اشارهای مختصر به آزار یک گربه (موتیفی که در «کافکا در کرانه» و «کلهباد پرنده» هم تکرار میشود) .
نقل قوت از کتاب (با مفهوم): «داستانهای من همیشه درباره چیزهایی است که گم شدهاند. یک زن، یک مکان، یک دستگاه پین بال. شاید به همین دلیل است که همیشه در حال جستجو هستم. نه برای پیدا کردن، که برای فراموش نکردن.»
نکته: این کتاب برای اولین بار در سال ۲۰۱۵ به زبان انگلیسی خارج از ژاپن منتشر شد .
📌 مخاطب خاص: کسانی که جلد اول سهگانه («شنیدن آواز باد») را خواندهاند و میخواهند ماجراهای راوی و «موش» را دنبال کنند. اگر از فضای سوررئال، شخصیتهای عجیب و پرسه در خاطرات لذت میبرید، «پین بال، ۱۹۷۳» شما را با خود به توکیوی دهه هفتاد خواهد برد.

هاروکی موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته ی خودش در آوریل سال ۱۹۷۸ در هنگام تماشای یک مسابقه ی بیسبال، ایده ی اولین کتاب اش، به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در سال ۱۹۷۹ این رمان منتشر شد و در همان سال جایزه ی نویسنده ی جدید گونزو را دریافت کرد. در سال ۱۹۸۰ رمان پینبال (اولین قسمت از سه گانه ی موش صحرایی) را منتشر کرد. در سال ۱۹۸۱ بار جازش را فروخت و نویسندگی را پیشه ی حرفه ای خود کرد.