رمان «خواهران گمشده: پادشاه پریان (1/5)»، نوشتهی هالی بلک است که با یک جملهی عجیب، فضای کلی داستان را تعیین میکند: «گاهی تنها تفاوت داستانهای عاشقانه و قصههای ترسناک، در پایانشان است...». این اثر با یک تغییر دیدگاه اساسی، خواننده را از چشمان مبارز و سرسخت جود به دنیای درونی خواهر دوقلوی او، تارین، میبرد. تمام داستان در قالب یک نامه یا اعترافنامه از طرف تارین به جود نوشته شده است؛ روایتی که نیمی از آن عذرخواهی است و نیم دیگرش شرح ماجرایی که به خیانتی بزرگ منجر شد.
در آن هنگام که جود در دربار الفهیم برای به چنگ آوردن قدرت علیه شاهزاده کاردان بیرحم میجنگید، تارین داشت به لاک حیلهگر دل میبست. جود و تارین بارها در برابر یکدیگر قرار گرفتند، اما هیچکدام از این خواهران دوقلو چیزی از نقشهها و نیات خود بروز ندادند. حالا، تارین در این نامه نشان میدهد که رازهایی برای افشا کردن دارد و نیمهی پنهان آن مثلث عشقی پیچیده را آشکار میسازد. او توضیح میدهد که چگونه، پیش از آنکه جود درگیر ماجرا شود، توسط لاک فریفته شد.
«خواهران گمشده» به تحلیل شخصیت تارین میپردازد؛ دختری که برخلاف خواهر جنگجوی خود، راه بقا در دنیای بیرحم پریان را در سازش و تلاش برای پذیرفته شدن میبیند. او آرزومند است که دوست داشته شود و در این راه، حاضر میشود تا به روابطی خطرناک با لاک تن دهد و حتی خواهر خود را فدا کند. این مسئله به خوبی نشان میدهد که چگونه هر دو خواهر، با وجود تفاوتهایشان، در اعماق وجود به دنبال یک چیز هستند: یافتن جایگاهی برای خود در الفهیم. با این حال، روشهایشان برای رسیدن به این هدف، آنها را در مسیرهایی کاملا متضاد قرار میدهد.
این رمان، یک توضیح خودخواهانه و خودشیفتگی دیوانه وار است که به جای برانگیختن حس همدردی با تارین، اغلب نفرت خواننده از او را بیشتر میکند. با این حال، هالی بلک، به خواننده توضیح می دهد تا انگیزههای پیچیدهی تارین و تأثیر ویرانگر دستکاریهای لاک را درک کند. «خواهران گمشده» به عنوان مرحله و روایتی میان «شاهزاده سنگدل» و «پادشاه شریر»، یک قطعهی ضروری برای طرفداران این مجموعه است که پس زمینه مهمی برای اتفاقات کتاب بعدی بیان میکند و نشان میدهد که در دنیای پریان، هیچچیز آنطور که به نظر میرسد، ساده نیست.