🖋️ نویسنده: آلیسون ریچمن
🛂 نشر: آموت
💞 ژانر: رمان تاریخی / عاشقانه / جنگ جهانی دوم
🌟 درباره کتاب:
در لحظات پایانی یک جشن عروسی در نیویورک، جوزف، پدربزرگ داماد، اصرار دارد که مادربزرگ عروس را از جایی میشناسد. با اینکه زن انکار میکند، سرانجام جوزف از او میخواهد آستینش را بالا بزند. روی بازویش، عدد خالکوبی شده آشویتس را میبیند. دوباره به چهرهاش زل میزند و زمزمه میکند: «تو همسر من بودی» .
۶۰ سال پیش، در پراگ قبل از جنگ، جوزف و لنکا عاشقانه در هم تنیده شدند. دانشجوی جوان و دختر نقاش با آرزوهایی بزرگ. اما با ورود نیروهای نازی به چکسلواکی، از هم جدا شدند. هر کدام مسیری متفاوت رفتند: جوزف به آمریکا گریخت، لنکا به اردوگاه ترزینشتات و سپس آشویتس فرستاده شد .
لنکا در اردوگاه، در حالی که به عنوان نقاش مجبور به کار برای نازیهاست، به مقاومت مخفی هنرمندان میپیوندد که اسناد وحشت اردوگاه را به جهان خارج قاچاق میکنند . هر دو فکر میکردند دیگری در هولوکاست مرده. پس از جنگ، هر کدام ازدواج جدیدی کردند. حالا، بعد از ۶۰ سال، یک زوج جدا افتاده برای آخرین بار در مراسم عروسی نوههایشان روبروی هم ایستادهاند .
📌 بر اساس داستانی واقعی که نویسنده در سالن آرایشگاه شنیده. الهام گرفته از هنرمندان واقعی که در ترزینشتات جان سالم به در بردند . برای کسانی که «خالکوب آشویتس» و «تمام نورهایی که نمیتوانیم ببینیم» را دوست داشتند.