در این کتاب، نویسنده چهار داستان با موضوعات شایع زندگی شهری، به عنوان خلا، بحران رابطه، بیگانگی، و طبق معمول، نقل میکند. اغلب داستانهای امروزی نیز مشابه این مضامین را دارند و درگیریها و اختلافات زوجین را با طنز و شوخطبعی مورد بررسی قرار میدهند. در این مجموعه، "هوشمندزاده" از روایت متداول داستانهای این نوع دوری کرده و یک فرم نامعمول برای شرح داستانهای خود انتخاب کرده است. او از یک فرم قطعهقطعه استفاده میکند که در هر قطعه از آن، راوی برخورداریها و تعاملات خود با اطرافیان را آشکار میکند. با اینکه شیوهی نوآورانهاش در نوشتن داستانها متفاوت است، اما در نهایت، آثار او ویژگیهای جدید و نوع دیگری از زندگی که داستانهای "ها کردن" روایتگر آن است را آشکار نمیکند.
در بخشی از کتاب آمده است:
" در اصل دیگر نمیشنوم یک قوطی از این سی و شش درصدی های سیاه باز میکنم و مینشینم و برای خودم کانال عوض میکنم از این طرف که کانال فوتبال را میبینم از آن طرف هم همین طور در هم می چرخم بسته به قروفر هنر پیشه اش یک پیک کمتر یا بیشتر زمین تا آسمان فرق میکند اما بیشتر فوتبال است. انگلیسی ها را که کلا دنبال میکنم امسال منچستر غوغا کرده با دو تا تعویض زیر و رو می.شود حالا بماند که امشب توی خط حمله مصدومی هم دارد ولی سرجمع معرکه است هنوز نیم ساعتی مانده تا بازی. "

پیمان هوشمندزاده (۱۳۴۸ تهران) نویسنده و عکاس ایرانی است. او چند کتاب نوشتهاست و در زمینه عکاسی برنده جایزههای گوناگون شده و نمایشگاههای گروهی و انفرادی بسیاری در تهران، بلژیک، دانمارک، یونان، لبنان، برلین، استرالیا، گرجستان، کویت، نیویورک و پاریس برگزار کردهاست. هوشمندزاده دانشآموخته عکاسی از دانشگاه آزاد اسلامی است. او کار خود به عنوان عکاس را ابتدا با نشریات و آژانسهای عکس شروع کرد و بعد از مدتی با همراهی جواد منتظری و امید صالحی آژانس عکس 135Photos را تأسیس کرد. مجموعه قهوه خانههای گمرک و دستها و کمربندها از معروفترین آثار او محسوب میشوند.