نجواگر تنها یک کتابفروشی نیست؛ سرای واژه‌هاست...
نامه به پدر
۱۷۵٫۰۰۰
۱۵٪
۱۴۸٫۸۰۰
افزودن به سبد خرید
۱۵٪
۱۷۵٫۰۰۰
۱۴۸٫۸۰۰
افزودن به سبد خرید
تعداد باقیمانده: ۱ عدد

✂️ کتاب: نامه به پدر (Brief an den Vater)

🖋️ نویسنده: فرانتس کافکا

🛂 نشر: نگاه

💞 ژانر: نامه سرگشاده / ادبیات اعترافی

🌟 درباره کتاب:

نوامبر ۱۹۱۹. کافکا ۳۶ ساله است و تازه با جولی وُهریتسک (منشی ساده) نامزد کرده. پدرش، هرمان کافکا – تاجر قدرتمند و جاه‌طلب – با این ازدواج مخالف است؛ برایش «مادر بچه‌های من» باید یک دختر با “مقام” باشد نه «یک فروشنده کلاه». کافکا پشت میز می‌نشیند و ۱۰۳ صفحه دست‌نویس خط می‌کند؛ نامه‌ای که هیچ وقت به دست پدرش نمی‌رسد .

نامه از دوران کودکی شروع می‌شود. «پاولاتش-ارلبنیس» (تجربه راهرو): یک شب کافکای کوچولو بی‌جهت گریه می‌کند و پدر او را از ترس، کتک نمی‌زند یا سرزنش می‌کند؛ بلکه او را بیرون راهرو می‌گذارد و در را می‌بندد. کافکا می‌گوید همین لحظه «احساس نیستی» (Gefühl der Nichtigkeit) را برای همیشه در او کاشت . در مقابل، پدر را «آدمی واقعی» توصیف می‌کند: «قوی، سالم، اشتهای خوب، قدرت صدا، قدرت سخنرانی» .

نامه فقط یک شاکی نامه نیست؛ تحلیل است. کافکا نشان می‌دهد که این فاصله چه طور به نوشتنش شکل داده: «من در مقابل تو اعتماد به نفسم را از دست دادم و به جای آن، احساس گناه بی‌پایان به ارث بردم» . جالب اینکه هرمان کافکا در واقع یک بازاریاب موفق و مورد احترام بود ، اما آن‌قدر از آن پسر بچه گریان بزرگ شده که هیچ کس نتواند تصویر پدر درونش را پاک کند.

📌 اگر «مسخ» (Die Verwandlung) را خوانده‌اید و حس کرده‌اید سوسک شدن بیمقدمه است، بخوانید. این نامه کلید قفل آثار کافکاست.

درباره فرانتس کافکا

درباره فرانتس کافکا

فرانتس کافکا، زاده ی ۳ ژوئیه ۱۸۸۳ و درگذشته ی ۳ ژوئن ۱۹۲۴، یکی از بزرگ ترین نویسندگان آلمانی زبان در قرن بیستم بود. آثار کافکا در زمره ی تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار می آیند.کافکا در یک خانواده ی آلمانی زبان یهودی در پراگ به دنیا آمد. در آن زمان پراگ مرکز بوهم بود، سرزمینی پادشاهی متعلق به امپراتوری اتریش - مجارستان. او بزرگ ترین فرزند خانواده بود و دو برادر کوچک تر داشت که قبل از شش سالگی فرانتس مردند و سه خواهر که در جریان جنگ جهانی دوم در اردوگاه های مرگ نازی ها جان باختند.پدرش بازرگان یهودی و مادرش زنی متعصب بود. رفتار مستبدانه و جاه طلبانه ی پدر چنان محیط رعب انگیزی در خانواده به وجود آورده بود که از کودکی سایه ای از وحشت بر روح کافکا انداخت و در سراسر زندگی هرگز از او دور نشد و شاید همین نفرت از زندگی در کنار پدری سنگدل موجب شد که کافکا ابتدا به مذهب پناه برد.کافکا زبان آلمانی را به عنوان زبان نخست آموخت، ولی زبان چکی را هم کم وبیش بی نقص صحبت می کرد. همچنین با زبان و فرهنگ فرانسه نیز آشنایی داشت و یکی از رمان نویسان محبوبش گوستاو فلوبر بود. آموزش یهودی او، به جشن تکلیف در سیزده سالگی و چهار بار در سال به کنیسه رفتن با پدرش محدود بود.کافکا در سال ۱۹۰۱ دیپلم گرفت، و سپس در دانشگاه جارلز پراگ شروع به تحصیل رشته ی شیمی کرد، ولی پس از دو هفته رشته ی خود را به حقوق تغییر داد. این رشته آینده ی روشن تری پیش پای او می گذاشت که سبب رضایت پدرش می شد و دوره ی تحصیل آن طولانی تر بود که به کافکا فرصت شرکت در کلاس های ادبیات آلمانی و هنر را می داد. کافکا در پایان سال نخست تحصیلش در دانشگاه با ماکس برود آشنا شد که به همراه فلیکس ولش روزنامه نگار - که او هم در رشته ی حقوق تحصیل می کرد - تا پایان عمر از نزدیک ترین دوستان او باقی ماندند. کافکا در تاریخ ۱۸ ژوئن ۱۹۰۶ با مدرک دکترای حقوق فارغ التحصیل شد و یک سال در دادگاه های شهری و جنایی به عنوان کارمند دفتری خدمت وظیفه ی بدون حقوق خود را انجام داد.کافکا در طول زندگیش فقط چند داستان کوتاه منتشر کرد که بخش کوچکی از کارهایش را تشکیل می دادند و هیچ گاه هیچ یک از رمان هایش به پایان نرسید (به جز شاید مسخ که برخی آن را یک داستان بلند می دانند). نوشته های او تا پیش از مرگش چندان توجهی به خود جلب نکرد. کافکا به دوستش ماکس برود گفته بود که پس از مرگش همه ی نوشته هایش را نابود کند. دوریا دیامانت معشوقه ی او با پنهان کردن حدود ۲۰ دفترچه و ۳۵ نامه ی کافکا، تا حدودی به وصیت کافکا عمل کرد، تا وقتی که در سال ۱۹۳۳ آن ها ضبط شدند. جستجو به دنبال این نوشته های مفقود هنوز ادامه دارد. برود بر خلاف وصیت کافکا عمل کرد و برعکس بر چاپ همه ی کارهای کافکا که در اختیارش بود اهتمام ورزید. آثار کافکا خیلی زود توجه مردم و تحسین منتقدان را برانگیخت.فرانتس کافکا با این که در پراگ زندگی می کرد، اما کارهای ادبی خود را منحصرا به زبان آلمانی می نوشت.عموما اعتقاد بر این است که کافکا در سراسر زندگیش از افسردگی حاد و اضطراب رنج می برده است. او همچنین دچار میگرن، بی خوابی، یبوست، جوش صورت و مشکلات دیگری بود که عموما عوارض استرس و نگرانی روحی هستند. کافکا سعی می کرد همه ی این ها را با رژیم غذایی طبیعی، از قبیل گیاه خواری و خوردن مقادیر زیادی شیر پاستوریزه نشده (که به احتمال زیاد سبب بیماری سل او شد) برطرف کند.وضعیت گلوی کافکا طوری شد که غذا خوردن آن قدر برایش دردناک بود نمی توانست چیزی بخورد، و چون در آن زمان تغذیه وریدی هنوز رواج پیدا نکرده بود راهی برای تغذیه نداشت، و بنابراین بر اثر گرسنگی جان خود را از دست داد. بدن او را به پراگ برگرداندند و در تاریخ ۱۱ ژوئن ۱۹۲۴ در گورستان جدید یهودی ها در ژیژکوف پراگ به خاک سپردند.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است