🖋️ نویسنده: سیشی یوکومیزو
🛂 نشر: کتابسرای تندیس
💞 ژانر: رمان جنایی / معمایی کلاسیک ژاپنی
🌟 درباره کتاب:
این کتاب جلد دوم از مجموعه مشهور «کارآگاه کوسوکه کیندائیچی» است . شخصیت کیندائیچی در ژاپن به اندازه هرکول پوآرو در آثار آگاتا کریستی محبوب است .
جرقه داستان: سال ۱۹۴۶، بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم. کوسوکه کیندائیچی، کارآگاه خصوصی آشفته و ژولیده (با کلاه حصیری و کیمونوی وصلهدار) به جزیره دورافتاده «گوکومون» (به معنی «دروازه جهنم») میرود . مأموریتش: رساندن خبر مرگ همرزمش «چیماتا سان» به خانوادهاش – قدرتمندترین خاندان جزیره. جزیره پر از نوادگان دزدان دریایی و محکومان سابق است، جایی که به غریبهها بدبیناند .
چیماتا لحظاتی قبل از مرگ به کیندائیچی هشدار داده: «اگر من مردم، سه خواهر ناتنیام در خطرند.» . کیندائیچی پس از ابلاغ خبر، در جزیره میماند تا از آن سه دختر محافظت کند. اما زنجیرهای از قتلهای هولناک آغاز میشود . هر قتل شبیه قتل قبلی است، انگار قاتل از یک «الگوی آیینی» پیروی میکند. مردم محلی با کیندائیچی همکاری نمیکنند (او را «غریبه فضول» میخوانند)، و خودش هم به هدف بعدی قاتل تبدیل میشود .
فضای کتاب تحت تأثیر جنایتهای «و سپس هیچکس نبود» آگاتا کریستی نوشته شده، اما با فرهنگی کاملاً ژاپنی: تعصبات مردانه، طایفهگرایی، و مفاهیمی مثل «ناموس خانوادگی» که حل معما را دوچندان میکند .
نکته مهم: کیندائیچی برخلاف شرلوک هلمز «نابغه خنک» نیست؛ او اغلب اشتباه میکند، میخاراند و میخندد، اما در نهایت «چیزها را از زاویهای میبیند که پلیس نمیبیند».
📌 برای کسانی که: آثار کلاسیک معمایی (مثل کریستی) را دوست دارند اما از کلیشههای انگلیسی خسته شدهاند. فضایی بسته، معمایی هوشمندانه، و طعمی کاملاً ژاپنی . این کتاب در سال ۱۹۴۹ نامزد جایزه انجمن معمایینویسان ژاپن شد .

سیشی یوکومیزو (زاده ۲۴ مه ۱۹۰۲ - درگذشته ۲۸ دسامبر ۱۹۸۱) یک رماننویس معمایی ژاپنی بود که به خاطر خلق کارآگاه تخیلی کوسوکه کیندایچی شهرت داشت. یوکومیزو در شهر کوبه، استان هیوگو به دنیا آمد. او در کودکی داستان های پلیسی می خواند و در سال 1921، در حالی که در بانک دایچی کار می کرد، اولین داستان خود را در مجله محبوب Shin Seinen ("جوانان جدید") منتشر کرد. او از کالج داروسازی اوزاکا (در حال حاضر بخشی از دانشگاه اوزاکا) در رشته داروسازی فارغ التحصیل شد و در ابتدا قصد داشت داروخانه خانواده خود را بدون توجه به شک و تردید نسبت به نگرش غیرتاریخی معاصر نسبت به داروها تصاحب کند. با این حال، با توجه به علاقهاش به ادبیات و تشویق ادوگاوا رامپو، در عوض به توکیو رفت و در سال 1926 توسط شرکت انتشاراتی هاکوبونکان استخدام شد. پس از خدمت به عنوان سردبیر چندین مجلات، در سال 1932 استعفا داد تا به او اختصاص دهد. خودش تمام وقت به نوشتن.