🖋️ نویسنده: جان فاولز
🛂 نشر: چشمه
💞 ژانر: رمان فلسفی / معمایی روانشناختی / پستمدرن
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
نیکلاس، مرد جوان مغرور و بیهدف انگلیسی، به عنوان معلم زبان در یک جزیره یونانی مشغول میشود تا از واقعیت و رابط شکست خوردهاش فرار کند . در آنجا با «موریس کانکیس» آشنا میشود؛ میلیونری مرموز و عجیب که در عمارتی دورافتاده با دیوارهای بلند زندگی میکند .
کانکیس نیکلاس را وارد یک «بازی خداگونه» (godgame) میکند؛ نمایشی بینهایت پیچیده و روانشکنانه از زنده شدن مردگان، مضاعفسازی شخصیتها و توطئههایی که دیگر نمیتوان مرز میان واقعیت و توهم را تشخیص داد .
این رمان با نثری شاعرانه و تاریک، فلسفه اگزیستانسیالیسم (کرکگور، سارتر) و روانکاوی یونگ (فرآیند فردیت) را در هم میآمیزد و خواننده را مجبور میکند خودش هم مثل نیکلاس به همه آنچه فکر میکرده است شک کند .
نقل قول از کتاب (با مفهوم): «او تنها به یک چیز فکر میکند: اینکه هیچکس در این جهان بیگناه نیست. آنها مجازات میشوند برای چیزهایی که حتی نمیدانستند انجام دادهاند» .
📌 مخاطب خاص: بزرگسالان، طرفداران داستانهای معمایی فلسفی (مثل «نام گل سرخ»). اگر از راویهای غیرقابل اعتماد و آثار سوررئال لذت میبرید، این کتاب شما را به چالش میکشد.

جان فاولز، زاده ی 31 مارس 1926 و درگذشته ی 5 نوامبر 2005، رمان نویسی انگلیسی بود. فاولز پس از پایان خدمت سربازی در سال 1947، به نیوکالج آکسفورد رفت و در رشته های زبان فرانسوی و آلمانی به تحصیل پرداخت. او در همین زمان و در آکسفورد برای اولین بار، نویسندگی را به شکلی جدی به عنوان حرفه ی اصلی خود در نظر گرفت. آثار فاولز به زبان های متعددی ترجمه شده اند و اقتباس های گوناگونی از داستان های او انجام شده است.