کتاب "ماه در حلقهی انگشتر" نوشتهی مسعود کریمخانی، شاعر و نویسندهی ایرانی ساکن آلمان، در سال ۱۳۸۳ توسط نشر چشمه منتشر شده و نمونهای درخشان از ادبیات مهاجرت معاصر فارسی است. کریمخانی در این اثر کوتاه اما عمیق، با نثری شاعرانه و سرشار از تصویرسازیهای عاطفی، جهان درونی نویسندهای مهاجر را ترسیم میکند که در میانهی خاطرات گذشته و واقعیت اکنون، به دنبال درک هویت و معنای زیستن خویش است. راوی داستان نویسندهای ایرانی است که در آلمان زندگی میکند. آشنایی او با دختری ایرانی به نام ماهان، که برای مدتی در خانهاش ساکن میشود و سپس به پاریس میرود، بهانهای است برای باز شدن دریچهی خاطرات راوی: خاطراتی که او را به روزگار دانشگاه در ایران و رابطهاش با دختری به نام سارا میبرد. آنچه در این میان اهمیت دارد، صرفا خط روایی این روابط نیست، بلکه نحوهی پرداخت آنهاست که بهجای روایت خطی، لایهلایه و از دل تلاقی زمانها و مکانها سر بر میآورند. داستان کریمخانی داستان عشق است، اما عشقی که همواره با فقدان، دوری، سکوت و تصویر مبهمی از دیگری همراه است. در این جهان، مهاجرت نهفقط جابهجایی فیزیکی از سرزمینی به سرزمین دیگر، بلکه نوعی تعلیق هویتی است: تعلیقی میان گذشته و حال، میان ایران و آلمان، میان رویا و واقعیت. راوی در همین تعلیق است که مدام از خود میپرسد که کیست، چه چیزهایی را پشت سر گذاشته، و کجای این جهان بیریشه ایستاده است. نثر کریمخانی در این اثر بهشدت احساسی و شاعرانه است؛ نه از نوع پرطمطراق، بلکه لحنی نرم، دقیق، موجز و تأثیرگذار که در هر جملهاش، حسی از دلتنگی، مکث، و نیاز به معنا موج میزند. توصیفها زندهاند، دیالوگها گاه درونی و زمزمهوار، و زبان بافتی دارد که خواننده را بهجای تماشا، در دل تجربهی زیستهی راوی مینشاند. "ماه در حلقهی انگشتر" از آن کتابهاییست که بهظاهر ساده و بیادعا به نظر میرسد، اما پس از پایان خواندن، رد عمیقی در ذهن و دل باقی میگذارد. اثری که نهفقط برای خوانندگان مهاجر، بلکه برای هر کسی که تجربهی ازدستدادن، جستوجوی خویشتن، یا دلسپردن به خاطرهای دور را داشته، آشنا و تأملبرانگیز خواهد بود. این کتاب با حجم کم و زبان نرم خود، مخاطب را آرامآرام با جهان یک انسان جداافتاده پیوند میزند، بیآنکه در شعار یا اغراق بلغزد. «ماه در حلقهی انگشتر» را میتوان یکی از روایتهای ناب و صمیمی از زیست میانمرزی دانست؛ روایتی از زبانی که با دلتنگی ساخته شده و جهانی که با خاطره روشن میشود.

مسعود کریم خانی (روزبهان) شاعر و نویسنده ی ایرانی مقیم آلمان است.