🖋️ نویسنده: ادوارد کری
🛂 نشر: چشمه (ناشر اصلی: Crown)
💞 ژانر: گوتیک / فانتزی تاریک / ابزورد / طنز سیاه
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
اگر دیوید لینچ و ساموئل بکت تصمیم میگرفتند با هم یک رمان بنویسند، حاصل چیزی شبیه «عمارت رصدخانه» میشد. این کتاب که توسط ادوارد کری (نویسنده و تصویرگر مجموعه «سهگانه ایرمونگر») نوشته شده، «بهترین فانتزی گوتیک قرن جدید» نامیده شده است.
جرقه داستان: «فرانسیس اورم»، راوی ۳۷ ساله کتاب، یک قانون سخت دارد: قانون دستکشهای سفید. او هرگز چیزی را بدون دستکش لمس نمیکند. مادرش «آلیس» سالهاست از تخت بیرون نیامده و پدرش «فرانسیس پدر» بدون حرکت روی صندلی راحتیاش خشک شده. فرانسیس برای امرار معاش در میدان شهر «هنر سکون» را اجرا میکند: روی یک سکو میایستد و وانمود میکند مجسمه است، برای انعام.
عمارت رصدخانه، که روزگاری عمارت اعیانی خانواده اورم بود، حالا تبدیل به یک بلوک آپارتمانی فرسوده شده که روی یک جزیره ترافیکی گیر افتاده و احاطه شده با صدای ماشینها. ساکنانش آدمهای عجیبتری هستند: «پیتر باگ»، معلم سابق نالان که عاشق خطکشش «کایرون» (که فرانسیس آن را دزدیده) است؛ «کلر هیگ»، مجرد پیر که عاشق سریالهای صابونی است؛ و «بیست» (اسمش از شماره آپارتمانش گرفته شده)، زنی پناهنده که معتقد است خودش سگ است.
فرانسیس یک راز دیگر هم دارد: در زیرزمین عمارت، «موزه»ای از اشیاء دزدیده شده جمع کرده، ۹۹۶ شیء تاکنون. نه اشیای قیمتی – اشیایی که دیگران عاشقشان بودهاند. فرانسیس آنها را دزدیده و حالا توی ویترینهای موزه خیالیاش چیده است.
ساکنان عمارت در فلاکت دائمی خود «تقریباً خوشبخت» هستند – تا اینکه مستأجر جدیدی وارد میشود: «آنا تپ»، زنی مهربان و خوشبین با چشمانی که به تدریج در حال نابینا شدن است. آنا شروع میکند به شکستن قوانین نانوشته عمارت: سلام میکند، لبخند میزند، و از همه بدتر، آدمها را مجبور میکند به یاد بیاورند که چه کسی بودهاند. ساکنان برای فراری دادنش توطئه میچینند، اما هر بار آنا «با مهربانی مطلقش» پیروز میشود.
تنها فرانسیس است که به این تحول تن نمیدهد. اما آنا یک حریف قدرتمند است: «با نابیناییاش شما را وادار میکند ببینید». و در این میان، سرایداری مرموز و خیانتکار (پورتر) نقشههای خودش را در سایه میبافد.
چیزی که این کتاب را خاص میکند: ادوارد کری (که خودش تصویرگر است) دنیایی خلق کرده که منتقدان آن را «ادای دینی به مروین پیک» (نویسنده «سرزمین گورمنگاست») و «ادوارد گوری» توصیف کردهاند. نثر کتاب به عمد «تکراری و دَرونگراست» — چون انگار از زاویه دید مردی روایت میشود که عاشق اشیاست نه آدمها؛ کسی که «کتاب زندگیاش فهرستی از متعلقات دیگران است». لیستهای بلند از اشیاء دزدیدهشده در دل روایت پنهان شدهاند، و پایان کتاب با فهرستی از «مجموعه فرانسیس» بسته میشود که «بهطرز عجیبی تأثیرگذار» است.
جوایز و افتخارات: «بهترین فانتزی گوتیک قرن جدید» (Locus)؛ «بهترین داستان اول سال ۲۰۰۱» (Publishers Weekly)؛ «شاهکاری از اولین رمان» (Kirkus).
📌 مخاطب خاص: بزرگسالان. طرفداران «عمارت گالانت» (وی. ای. شواب)، «سیرک شبانه» (ارین مورگنسترن)، و هر کسی که از خلقت جهانهای بسته و عجیب با شخصیتهای گروتسک و غمگین لذت میبرد.
نقل قول از کتاب: «ما که در عمارت رصدخانه زندگی میکردیم، گروه کوچک و عجیبی از آدمها بودیم... اما دوست داشتم به این آدمها به عنوان «آدمهای خالص» فکر کنم، «آدمهای تغلیظشده» — یا به زبان سادهتر، آن چیزی که آدمهای معمولی هستند اگر از کار، دوستان، خانواده و تمام جنبوجوشهایی که به ما میگویند باید در آن شرکت کنیم، تفریق شوند».

ادوارد کری (زاده آوریل 1970، در شمال والشام، نورفولک، انگلستان) نمایشنامه نویس و رمان نویس است. او چندین اقتباس برای صحنه نوشته است، از جمله کبوتر پاتریک سوسکیند و پینوکیو رابرت کوور در ونیز. نمایشنامه های خود او عبارتند از Sulking Thomas و Captain of the Birds. او با ادین خو در ترجمه ویانگ کولیت مکبث به نام مکبث در سایه ها همکاری کرد.