🖋️ نویسنده: خابیر ماریاس
🛂 نشر: چشمه (ترجمه مهسا ملکمرزبان)
💞 ژانر: رمان ادبی / معمایی روانشناختی / فلسفی
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
جرقه داستان: هر روز صبح، راوی بینام به همراه همسرش «میگل دِ ورن» و «لوئیزا آلدِی»، در یک کافه همیشگی صبحانه میخورد. آنها را یک زوج کامل و ایدهآل میبیند؛ یک زن و شوهر عاشق و خوشبخت که کاشف بهعمل میآید . اما ناگهان، خبر قتل میگل در خیابان منتشر میشود؛ چندین ضربه چاقو، بدون هیچ انگیزهای روشن. راوی ما که تا آن لحظه حتی یک کلمه با لوئیزا حرف نزده بود، به خاکسپاری میرود و پس از آن به لوئیزا نزدیک میشود .
در خلال مصاحبت با بیوه و تحقیقات جنایی، او با شخصیت مرموز «خاویر ماریاس» روبرو میشود (که از قضا نام نویسنده را یدک میکشد) – همان قاتل اعترافشده که انگیزهاش «به درک نمیرسید» . رازها و تردیدها در ذهن راوی ریشه میدوانند. داستان در قالب تکگوییهای طولانی، به مرز میان «عشق و شیفتگی»، «عدالت و انتقام»، و «فاجعهای که فقط با روایت دیگران کامل میشود» سفر میکند .
پایان کتاب خواننده را با یک «کشف بزرگ و متحیرکننده» در مورد انگیزه قاتل و ماهیت خود لوئیزا و متوفی روبرو میکند . ماریاس در این رمان برنده جایزه «فورمنتور» اسپانیا، استاد ایجاد فضای معمایی و تحلیل روانشناختی عمیق شخصیتهاست؛ آنقدر در «تردیدها» و «کندوکاوهای هستی» فرو میروید که داستان سرشار از «پرگویی» و «حس و حال» میشود. داستانهای ماریاس «برای مزه مزه کردن جملات»اند، نه برای عاشقان هیجان و داستانهای پرگره .
نقل قول از کتاب: «آخرینباری که من میگوئل دِزوِرن یا دِوِرن را دیدم، آخرینباری بود که همسرش، لوییزا آلدِی، هم او را دید. شاید عجیب یا بیانصافانه به نظر برسد... موقعی هم فهمیدم که دیگر کار از کار گذشته بود. یعنی وقتی عکسش را در روزنامه دیدم که نشان میداد چندینبار چاقو خورده است. بدنش نیمهبرهنه بود و داشت میمُرد.»
📌 مخاطب خاص: بزرگسالان. اگر از «قلبی به این سپیدی» (همان نویسنده) لذت میبرید و به دنبال روایتی فلسفی و کندوکاوانه از اعماق روابط انسانی و رازهای پنهان پشت چهرههای عادی هستید، «شیفتگیها» با آن «ادبیات ناب و قلم زیبا» خواننده صبور و تأملگرا را مجذوب میکند.

خابیر ماریاس، زاده ی ۲۰ سپتامبر ۱۹۵۱، رمان نویس، مترجم و ستون نویس روزنامه اهل اسپانیا است.او متولد ۱۹۵۱ در مادرید است و نخستین تجربه اش در زمینه ی برگردان ادبی، با ترجمه ی «دراکولا» در دوران نوجوانی اش شروع شد و بعدها آثاری از جان آپدایک، توماس هاردی، جوزف کنراد، ولادیمیر ناباکوف، ویلیام فاکنر، رودیارد کیپلینگ، هنری جیمز، رابرت لویی استیونسن و ویلیام شکسپیر را به اسپانیایی برگرداند. او در سال ۱۹۷۹ جایزه ی ملی اسپانیا را برای ترجمه دریافت کرد.خابیر ماریاس علاوه بر نویسندگی، منتقد و روزنامه نگاری چیره دست است.