🖋️ نویسنده: لئو تولستوی
🛂 نشر: چشمه (ترجمه صالح حسینی)
💞 ژانر: رمان کوتاه / روانشناختی / اخلاقی
🌟 درباره کتاب (داستانی ):
«اوگنی ایرتنیف» پس از مرگ پدرش، املاکی بدهکار را به ارث میبرد. برای سر و سامان دادن به اوضاع، مجبور میشود در روستا بماند و در آن جا، تنها برای رفع نیاز جسمانی، با زن دهقانی متأهلی به نام «استپانیدا» رابطه برقرار میکند.
اوگنی رابطه را قطع میکند و با «لیزا آننسکایا»، دختر جوان و خوشقلبی ازدواج میکند. زندگی به ظاهر خوب پیش میرود تا اینکه استپانیدا به عنوان خدمتکار در خانه آنها مشغول میشود. از آن لحظه، اوگنی دیگر نمیتواند به زن سابقاش فکر نکند.
تولستوی، که در همان سالها «سونات کرویتزر» را نوشت ، در این داستان کوتاه نشان میدهد که گاهی «شیطان» درون انسان، نه از بیرون، که از غرایز سرکوبشدهای زاده میشود که هیچ عقل و تعهدی نمیتواند قفلش را ببندد. پایان کتاب دو نسخه دارد: «شیطان» با خودکشی و «شیطان» با قتل. خود تولستوی هر دو را نوشت و نسخه نهایی به سردبیر مجله واگذار کرد .
نقل قول از کتاب: «واقعاً این زن یک شیطان است. فقط یک شیطان. او مرا برخلاف ارادهام تسخیر کرده است.»
📌 مخاطب خاص: بزرگسالان. این کتاب برای کسانی است که از آثار تاریک و روانشناختی داستایفسکی لذت میبرند.

لف نیکلایویچ تولستوی، زاده ی 9 سپتامبر 1828 و درگذشته ی 20 نوامبر 1910، فعال سیاسی-اجتماعی و نویسنده ی روس بود.لئو در خانواده ای اشرافی و با پیشینه ی بسیار قدیمی در یاسنایا پالیانا (در 160 کیلومتری جنوب مسکو) زاده شد. مادرش را در دو سالگی و پدرش را در نه سالگی از دست داد و پس از آن تحت سرپرستی عمه اش تاتیانا قرار گرفت. او در سال 1844 در رشته ی زبان های شرقی در دانشگاه قازان نام نویسی کرد، ولی پس از سه سال، در تاریخ 1846 تغییر رشته داد و خود را به دانشکده ی حقوق منتقل کرد تا با کسب دانش وکالت به وضعیت نابسامان 350 نفر کشاورز روزمزد، که پس از مرگ پدر و مادرش به او انتقال یافته بودند، رسیدگی کند و با اصلاحات اراضی خود به شرایط رنج آور اجتماعی آنان خاتمه دهد.تولستوی در سال 1851 پس از گذراندن دوران مقدماتی نظام، در جنگ های قفقاز شرکت کرد. تجاربی که از زندگی سربازان کسب کرده بود، مبنای داستان های قفقازی او شد. با شروع جنگ های کریمه در سال 1854 به جبهه ی سواستوپل منتقل شد. او به خاطر ارسال گزارش های واقعی از صحنه های نبرد در کتاب قصه های سواستوپل، نامش به عنوان نویسنده ای چیره دست بر سر زبان ها افتاد. تولستوی پس از سقوط سواستوپل به سن پترزبورگ رفت. او در آنجا از ارتش کناره گیری کرد و پس از آن به شهر خود بازگشت.تولستوی در روسیه بسیار محبوب است و سکه طلای یادبود به احترام وی ضرب شده است. تولستوی در زمان زنده بودنش شهرت و محبوبیتی جهانی داشت اما به سادگی زندگی می کرد.تولستوی در روز 20 نوامبر 1910 درگذشت و در زادگاه خویش به خاک سپرده شد.