🖋️ نویسنده: آلبر کامو
🛂 نشر: چشمه (ترجمه علی اصغر خبرهزاده)
💞 ژانر: رمان فلسفی / اگزیستانسیالیسم / تکگویی
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
در یک کافه در آمستردام به نام «مکزیک سیتی»، یک قاضی تبعیدی به نام «ژان باتیست کلامانس» به یک هموطن فرانسوی ناشناس خیانت، گناه، اخلاق و مدرنیته را با نثری لطیف و گزنده و مدام پرسشگر توضیح میدهد [citation:?]. سقوط سومین و آخرین رمان کامو، یک تک گوییِ ۱۵۰ صفحهای است که با فریاد «آیا راهی نیست...؟» آغاز میشود و به اعترافهای مست گونه در مورد «وکیل پاریسی» میانجامد که روزگاری «شخصیت درستکاری» بود تا زمانی که یک اتفاق ساده (نخندیدن به جسدی که از پل میافتد) فروپاشی خودفریبی شروع میشود. کلامانس در این کتاب، که آن را «سختترین نقد بر روی خود و زمانه» مینامند، تصویری زنده از «انسان مدرن در غرب» است؛ کسی که خود را معصوم میداند اما در عمل هر روز «داوری» میکند و در «قضاوت دیگران» پنهان میشود تا از شر «داوری شدن» فرار کند [citation:?].
این کتاب که کامو پس از مرگش «دست کم گرفته شده» نامیدش، در ایران با ترجمههای متعددی منتشر شده. کلامانس در آخر میگوید که «برای قضاوت نکردن، باید مدام قضاوت کرد» و در انتها فاش میکند که «آیا اعترافهایش فقط برای جلب همدردی بود؟» خواننده برای همیشه در ابهام میماند. «سقوط» را گاهی «از پیچیدهترین آثار کامو» مینامند.
نقل قول از کتاب (با مفهوم): «وقتی متوجه شدم که «حق با من است»، پس فهمیدم که اشتباه میکنم. خودشیفتگی کامل، دیوانگی است. و پایان دیوانگی، سقوط است.»
📌 مخاطب خاص: اگر از «بیگانه» و «طاعون» لذت بردهاید و به دنبال کامویی «تلختر، فریبندهتر و با نمکی ترش» هستید، «سقوط» شما را ساعتها در گیجی فرو خواهد برد.