نجواگر تنها یک کتابفروشی نیست؛ سرای واژه‌هاست...
سقوط
۱۲۰٫۰۰۰
۹۰٪
۱۲٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۹۰٪
۱۲۰٫۰۰۰
۱۲٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید

درباره‌ی کتاب
«سقوط» رمانی‌ است فلسفی که از زبان «ژان باتیست کلمانس» که وکیل بوده و اینک خود را «قاضی توبه‌کار» می‌خواند، روایت می‌شود. او داستان زندگی‌اش را برای غریبه‌ای اعتراف می‌کند.
ژان باتیست کلمانس در رستورانی به نام «مکزیکو سیتی» با غریبه‌ای -که دراصل خواننده‌‌ی کتاب است- آشنا می‌شود و داستان زندگی‌اش را برای او بازگو می‌کند. ژان تعریف می‌کند که وکیلی ترازاول در پاریس بوده و زندگی بسیار موفقی داشته، اما شبی درحال گذشتن از پلی در پاریس، زنی را می‌بیند که به‌شکل غیرعادی بهلبه‌های پل نزدیک شده است. ژان باتیست با بی‌توجهی از کنار زن می‌گذرد. بعد از چند قدم، صدای برخورد چیزی با آب را می‌شنود، اما -برخلاف همه‌‌ی ارزش‌هایی که خود، ظاهراً، درطول اعترافاتش به آنها پای‌بندی نشان می‌دهد- هیج کاری نمی‌کند. این اتفاق بر زندگی موفق او تأثیر بسیاری می‌گذارد.
بعد از موفقیت آلبر کامو در کتاب «بیگانه»، می‌توان رمان سقوط (The Fall) را شاهکار ادبی او تلقی کرد. کامو در رمانی کوتاه و مختصر توانسته است به‌شکل عمیق و با استفاده از ظرافت نوشتاری خود، مفاهیم و معانی زندگی را تفسیر کند.
«ژان پل سارتر» نویسنده‌ و فیلسوف فرانسوی که ارتباطی چالش‌برانگیز با نویسنده‌ی کتاب داشت، رمان سقوط را زیباترین اثر کامو می‌داند؛ نوشته‌ای که کمتر از حد و اندازه‌اش درک و پذیرفته شد.

درباره‌ی نویسنده
«آلبر کامو» (alber kamy) در سال ۱۹۱۳ در دهکده‌ای در کشور الجزایر به دنیا آمد. وی رمان‌نویس، نمایش‌نامه‌نویس و مقاله‌نویس مشهور فرانسوی است که در الجزایر زاده شد.
کامو پس از پایان تحصیلات متوسطه در رشته‌ی ادبیات و فلسفه، در الجزایر به تدریس مشغول شد، اما چندی بعد این کار را رها کرد و به تئاتر روی آورد. وی در سال ۱۹۳۵ گروه تئاتر« اکیپ» را به وجود آورد که از جوانانی پیش‌رو تشکیل شده بود و تا ۱۹۳۸ کارگردانی نمایش‌نامه‌ها و سرپرستی آن را برعهده داشت. مدتی بعد در شمال آفریقا و بعد در پاریس به روزنامه‌نگاری مشغول شد و آثاری درباره‌ی جنگ منتشر کرد موجب شهرتش شد.
در سال ۱۹۴۲ کتاب «بیگانه» کامو را به شهرت و موفقیت‌های فراوان رساند. کامو در این رمان بیهودگی و پوچی دنیایی را نشان می‌دهد که آدمی از سازش با آن عاجز می‌ماند.
کامو در زمان اشغال فرانسه، در جنگ جهانی دوم، به نهضت مقاومت پیوست. او از سال ۱۹۳۳ سردبیری روزنامه زیرزمینی «کومبا» را برعهده گرفت و تا ۱۹۴۶ که فعالیت ادبی‌اش آشکار کرد، به این کار اشتغال داشت.
کامو رمان طاعون را در سال ۱۹۴۷ منتشر کرد که اقبال فراوانی داشت؛ به طوری که تا سال ۱۹۶۰ ششصدوپنجاه هزار نسخه از آن به فروش رفت.
در سال ۱۹۵۰ کامو مقاله‌های مختلف خود را درباره‌ی سیاست، اجتماع و ادبیات که از سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۴۸ انتشار داده بود، در مجموعه نوشته‌های جاری گردآوری کرد.
با انتشار کتاب مرد عصیانگر (۱۹۵۱) که تحلیلی از انقلاب روسیه بود، رابطه‌ی دوستی و هم‌‌فکری کامو و سارتر قطع شد. مناظره و مشاجره قلمی این دو متفکّر با قطعه‌های گوناگون دیگر که میان سال‌های ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۳ نوشته شده بود، در دو جلد در سال ۱۹۵۳ منتشر شد.
آلبر کامو در سال ۱۹۵۳ دوباره به تئاتر بازگشت و نمایش‌نامه‌هایی از فاکنر و داستایفسکی اقتباس و کارگردانی کرد.
در سال ۱۹۵۴ مجموعه‌ی «تابستان» را انتشار داد و در روزنامه‌ی «اکسپرس» به کار مشغول شد.
کامو در سال ۱۹۵۷ مجموعه‌ی «تبعید و دیار خویش» را که شامل شش داستان کوتاه بود، منتشر کرد و در همین سال جایزه‌ی نوبل را دریافت کرد. وی جوان‌ترین نویسنده‌ای بود که این افتخار را به دست می‌آورد. خطابه‌هایی را که به مناسبت دریافت این جایزه در سوئد ایراد کرده بود، در سال ۱۹۵۸ با عنوان «خطابه‌های سوئد» منتشر کرد.
آلبر کامو در ژانویه‌‌ی سال ۱۹۶۰ براثر سانحه‌‌ی رانندگی درگذشت.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است