سایه های شب یا عنوان اصلی آن دیو درون رمانی از نویسنده ی معروف امیل زولا است که در سال 1980 نوشته شده است. از این داستان چندین بار برای فیلم های سینمایی اقتباس شده است. سایه های شب هفدهمین کتاب از مجموعه ی بیست جلدی روگون- ماکار است و در راه آهن بین پاریس و لو هاور در قرن نوزدهم می گذرد. این کتاب یک تریلر روان شناسانه و پرتحرک است.
شخصیت های اصلی روبو ، جانشین مسئول ایستگاه ، همسرش سروین و ژاک لانتیر هستند. لانتیه یک لکوموتیو ران است و همچنین پیوندی خانوادگی با بقیه ی جلد های مجموعه ی روگون- ماکار دارد. وی فرزند گروایز، برادر ایتین لانتیه (ژرمینال) و کلود لانتیه ، و برادر ناتنی فردی با نام مستعار نانا لانتیه است. لانتیه جنونی ارثی دارد و چندین بار در زندگی خود خواسته است زنان را به قتل برساند. در ابتدای داستان او راننده ی لکوموتیوی است که با کلوموتیوش رابطه ی عاطفی و حتی جنسی برقرار کرده است.
داستان از اینجا شروع می شود که روبو به صورت اتفاقی به سورین شک می کند که چند سال قبل با یکی از مدیران شرکت راه آهن ارتباط داشته است. کسی که به عنوان پشتیبان روبو بود و به روبو کمک کرده بود شغل خود را بدست آورد.. او سورین را مجبور به اعتراف می کند و مجبورش می کند نامه ای به آن مرد بنویسد و از او بخواهد سوار قطاری خاص بشود این همان قطاری است که روبو و سورین نیز قرار است سوار آن شوند.

امیل زولا، زاده ی ۲ آوریل ۱۸۴۰ و درگذشته ی ۲۹ سپتامبر ۱۹۰۲، رمان نویس، نمایشنامه نویس و روزنامه نگاری فرانسوی بود. او مهم ترین نماینده ی مکتب ادبی ناتورالیسم و عاملی مهم در گسترش تئاتر ناتورالیستی بود. زولا نویسندگی را در سبک عاشقانه آغاز کرد. او قبل از دستیابی به موفقیت به عنوان نویسنده، به عنوان کارمند در یک شرکت حمل و نقل کار می کرد و پس از مدتی در بخش فروش یک نهاد انتشاراتی مشغول به کار شد. زولا همچنین برای روزنامه های سیاسی مطلب می نوشت. او در سال ۱۸۶۷ و هنگامی که در کار روزنامه نگاری فعالیت داشت، نخستین رمانش را منتشر کرد. زولا برای اولین و دومین جایزه ی نوبل ادبیات در سال ۱۹۰۱ و ۱۹۰۲ نامزد شد اما این این جایزه را دریافت نکرد.