«دیوانه در مهتاب» نوشتهی حمیدرضا نجفی شامل سه داستان کوتاه است. خوانندگان جدی ادبیات این نویسنده را با اولین مجموعه داستانش «باغهای شنی» میشناسند. این مجموعه از نظر تکنیکهای داستاننویسی شباهتهایی با مجموعه داستان اول او دارد. او در داستانهایش از فضایی رئال و موضوعات اجتماعی به سوی فضای درونی و مسائل فردی حرکت میکند.
سه داستان این مجموعه مضامینی اجتماعی دارند. درونمایهی این داستانها نمایش و ریشهیابی بیتفاوتی نسیت به بحرانها و حوادث ناگوار اجتماعی است. نویسنده این پرسش را مطرح میکند که چه بر سر شخصیتها و راوی آمده که اینگونه بیتفاوت از کنار همهچیز میگذرند؟ ریشهی این بیتفاوتی یا بیمسئولیتی چیست؟ در هر سه داستان این مجموعه عنصر بیگانگی با جامعه و حتی از خودبیگانگی دیده میشود؛ عنصری که بیتفاوتی به بحرانها و حوادث رخداده را برای خواننده عادی جلوه میدهد. از رهگذر این عنصر بیگانگی و بیتفاوتی، نویسنده حس غمی عمیق و تفکربرانگیز را به مخاطب القا میکند. هر داستان به بحرانی خاص اشاره دارد که راوی آن را با لحنی خنثی و بیتفاوت روایت میکند. این لحن سبب میشود خواننده به دنبال دلیل این امر باشد، چرا این فجایع عادی نشان داده میشوند و بعد در داستان به جواب این پرسش میرسد.
از نظر تکنیکی، توصیفات بجا برای فضاسازی بهتر، از نقاط قوت این داستانها محسوب میشوند. این توصیفات که معمولا با جملات طولانی بیان میشوند با ریتم و سرعت پیشروی داستان هماهنگ هستند و در مواقعی که روایت ریتم تندتری طلب میکند، نویسنده از جملات کوتاهتر و حتی بریده بریده بهره میگیرد.
داستان «فیل شمالی» سومین داستان این کتاب خصوصیات سبکی حمیدرضا نجفی را بهخوبی نشان میدهد. او دربارهی نام این داستان با اشاره به اصطلاحاتی رایج تحت عنوان گرگ شمالی و گوزن شمالی، که به حیواناتی کمیاب یا درحال انقراض اطلاق میشوند، تحلیلاش را پیرامون شخصیت اصلی داستان به این امر مربوط میداند. داستان «فیل شمالی» به مضمون عشقی که به نفرت تبدیل میشود، میپردازد. نگاه تلخ و انتقامجویانه راوی به دلیل تحقیری است که ناشی از ایام نوجوانی و در ارتباط با شهره، خواهر ناتنی اوست. شهره نه سال از راوی بزرگتر است، رفتار انتقامجویانهای که باعث خودکشی شهره و ایجاد لایههای پیچیدهای در درون راوی داستان میشود.
«هیچ» و «مادر» عناوین دو داستان دیگر این مجموعه هستند.
«دیوانه در مهتاب» مجموعه داستانی قابل تامل است با مضمونی اجتماعی است که خوانندگان علاقمند به داستان کوتاه از آن لذت میبرند.

حمیدرضا نجفی متولد ۱۳۴۳ نویسنده و مترجم ایرانی است. اولین رمان حمیدرضا نجفی با نام «کوچه صمصام» توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر کرد. اولین مجموعه داستان او با نام «باغهای شنی» توسط انتشارات نیلوفر منتشر شد، کتابی که مورد توجه منتقدین قرار گرفت و نامزد دریافت دو جایزه «بنیاد گلشیری» و «منتقدین و نویسندگان مطبوعات» شد و جایزه بنیاد گلشیری را برایش به ارمغان آورد.