🖋️ نویسنده: ملیندا سالزبری
🛂 نشر: ویدا
💞 ژانر: فانتزی تاریک نوجوانان (YA) / عاشقانه / درام سیاسی
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
جرقه داستان: «تویلا» هفده ساله در قلعه سلطنتی «لورمیر» زندگی میکند . او نامزد ولیعهد است، اما به عنوان عضو عادی دربار با او رفتار نمیشود. چون تویلا «جلاد پادشاهی» است . هر ماه، او را به زندان میبرند تا دستانش را بر گردن کسانی که به خیانت متهم شدهاند بگذارد. یک لمس، یعنی مرگ .
تویلا خود را «دونن تجسمیافته» میداند؛ شکل زمینی الههای که قدرتش کشنده است . مادرش در روستا «خوارکننده گناه» (Sin Eater) است؛ کسی که در مراسم تدفین، برای پاک کردن روح مرده، غذاهایی نمادین از گناهان او میخورد . تویلا خودش یک بار این مسیر را طرد کرده، اما حالا درون دیوارهای قصر، تنهاتر از همیشه است .
همه از او دوری میکنند. حتی نامزدش «پرنس مرک» که خون سلطنتیاش ظاهراً او را در برابر لمس سمی تویلا مصون میکند، باز هم حاضر نیست نزدیکش بشود . هیچکس قرار نیست دختری با قتل در رگهایش را دوست داشته باشد. اما بعد، یک نگهبان جدید وارد قصر میشود؛ پسر جوانی از «ترگلن» (پادشاهی علمگرا) به نام «لیف» .
لیف برخلاف دیگران، قادر است ردای جلاد تویلا را نادیده بگیرد و فقط او را به عنوان یک دختر ببیند، نه یک الهه . در همین حال، پرنس مرک که از سیطره دیوانهوار مادرش «ملکه هِلویس» متنفر است، تویلا را متقاعد میکند که با او متحد شود تا تاج و تخت را از مادرش پس بگیرد و پادشاهی را تغییر دهد . تویلا میان شاهزادهای که راه «وظیفه» را نشانش میدهد و نگهبانی که راه «عشق» را، و میان حقیقت هولناکی دربارۀ نقشی که ملکه برایش در نظر گرفته، سرگردان میماند .
فضای کتاب: این اولین کتاب از سهگانه «دختر گناهخوار» و اولین رمان «ملیندا سالزبری» است . فضای کتاب بسیار تاریک، با حس خفقانآور و ترسناک درباریست که یادآور مجموعه «قلمرو خار و رز» یا «ملکه سرخ» است . منتقدان «دنیاسازی غنی» و «پیچشهای غافلگیرکننده» آن را تحسین کردهاند .
ادامه دارد: این کتاب جلد اول از یک سهگانه است .
📌 مخاطب خاص: نوجوانان ۱۴ سال به بالا. اگر از داستانهای جذاب دربار با ملکههای دیوانه، عاشقانههای «دشمن به عاشق» و قهرمانانی با قدرتهای مرگبار (مثل مجموعه «خردم کن» طاهره مافی) لذت میبرید، این کتاب را دوست خواهید داشت .

ملیندا سالیزبری در دهه 1980 در شهری محصور در خشکی متولد شد، قبل از اینکه برای زندگی به کنار دریا فرار کند. از كودكی، او واقعاً تصور می كرد كه ماتیلدا رولد دال زندگینامه او است. هنگامی که او سعی نمی کند راه های پنهان ذهن خود را باز کند، در حال خواندن، نوشتن یا مسافرت است.