کتاب صوتی خوابم میآید عنوان داستانی جذاب از آنتوان پاولوویچ چخوف نویسنده بزرگ و مشهور روس میباشد.
قهرمان داستان، دخترکی است نوجوان. او در خانه یکی از ثروتمندان مشهور شهر، کنیز و خدمتکار بوده و با اندک درآمدی، به رُفتوروبِ منزل خانواده ثروتمند میپردازد. وظیفه او این است که روزها، خانه را تمیز کرده، آشپزی کند و به اموز منزل رسیدگی کند و شبها نیز به بازی با طفل تازهمتولدشدهی خانواده پرداخته و گهوارهاش را تا صبح تکان دهد.
این دومی وظیفهای خطیر است. چرا که به محض متوقف کردن تکان دادن گهواره، نوزاد شروع به گریه میکند و این آغاز بدبهختی دخترک است. باید منتظر باشد تا آقا یا خانم خانه سروکلهاش پیدا شود و او رابه باد کتک گیرد. او مدت کمی فرصت برای خواب دارد. شبها در کنار نوزاد و روزها مشغول پختوپز و خرید و تمیزکاری. این وسط چند ساعتی کوتاه و بریدهبریده برای خوابیدن گیر میآورد. بزرگترین معضل زندگی دخترک همین بیخوابی اوست.
یک شب درحالی که از بیخوابی تحتفشار شدیدی است و مشغول تکان دادن گهواره نوزاد است، به این نتیجه میرسد که تمام بدبختیاش از این بجه است و اگر او نباشد دستکم شبها را میتواند بهخوبی استراحت کند. پس در اقدامی جنونآمیز تصمیم به قتل نوزاد میگیرد…