🖋️ نویسنده: گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
🛂 نشر: نگاه (ترجمه ابراهیم ملکاسماعیلی، چاپ ۱۳۹۵)
💞 ژانر: فلسفه کلاسیک آلمان / پدیدارشناسی / متافیزیک
🌟 درباره کتاب:
این کتاب نخستین اثر مستقل و نظاممند هگل است که در سال ۱۸۰۷ منتشر شد و او را به عنوان فیلسوفی صاحبسبک تثبیت کرد. هگل در این کتاب، «سیر تکامل آگاهی» را از سادهترین سطح (آگاهی حسی) تا عالیترین سطح (آگاهی مطلق) دنبال میکند.
کتاب با «یقین حسی» شروع میشود: «این، اینجا، اکنون». اما هگل نشان میدهد که حتی این سادهترین شکل آگاهی هم متناقض است. «اکنون» وقتی میگویی، دیگر گذشته است. آگاهی کمکم از این تناقضها جلو میرود: به «خودآگاهی» میرسد (جایی که معروفترین بخش کتاب، «دیالکتیک ارباب و برده» قرار دارد)، سپس «عقل»، سپس «روح» (فرهنگ، اخلاق، هنر، دین)، و نهایتاً «دانش مطلق».
📌 برای کسانی که: از خواندن «درسهایی درباره فلسفه تاریخ» لذت بردند و میخواهند بدانند «پدیدارشناسی» یعنی چه. این کتاب اگرچه مشهورترین اثر هگل است، اما مشهور است به «غیرقابلخواندنبودن». ترجمه ملکاسماعیلی از معدود ترجمههای کامل فارسی این شاهکار است.

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل، زاده ی 27 آگوست 1770 و درگذشته ی 14 نوامبر 1831، فیلسوف بزرگ آلمانی و یکی از پدیدآورندگان مکتب ایده آلیسم آلمانی بود.هگل در اشتوتگارت، در خانواده ای مسیحی (شاخه ی لوتری) به دنیا آمد. شیفتگی او برای آموختن در طول عمرش، با آموزه های مادرش در خانه آغاز شده بود. هگل در سال 1784 برای ادامه ی تحصیل به دبیرستان ایلوستره رفت و در آن جا تا حدودی با مفاهیم عصر روشنگری آشنا شد. او پس از پایان تحصیل در توبینگن در سال 1793، شغلی به عنوان معلم سرخانه در برن پیدا کرد و در مدت اقامت در این شهر، مطالعاتش را ادامه داد و آثار زیادی نوشت. در سال 1816، کرسی استادی فلسفه در دانشگاه هایدلبرگ به هگل پیشنهاد شد. او به هایدلبرگ رفت و تا سال 1818 که در دانشگاه برلین مشغول به تدریس بود، همانجا ماند.هگل در سال 1830 رئیس دانشگاه برلین شد و درنهایت به دلیل شیوع وبا در 14 نوامبر 1831 درگذشت. دست نوشته های زیادی بعد از مرگ از او به جای مانده بود که به مرور تنظیم شد و به صورت کتاب های مختلف انتشار یافت.