🖋️ نویسنده: رضا جولایی
🛂 نشر: چشمه (مجموعه «کتابهای قفسه آبی»)
💞 ژانر: رمان تاریخی / معمایی / جنایی
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
جرقه داستان: سال ۱۲۸۷ خورشیدی، روز دوم تیرماه. روزی که مجلس شورای ملی به دستور محمدعلی شاه قاجار و با فرماندهی «لیاخوف»، افسر روسی گارد قزاق، به توپ بسته میشود. «یومالتوپ»؛ روزی که مشروطه خواهان متواری و اعدامها آغاز میشود .
درست در همین روز، چند دزد اجیر میشوند تا از خانهای اعیانی در گوشهای خلوت از شهر، یک اتومبیل بدزدند. اما در زیرزمین آن خانه، انبوهی از اشیاء گرانبها و جواهرات کشف میکنند. آنها بیخبر از این هستند که بخشی از یک نقشه بزرگتر و بسیار عجیبترند .
در بیرون، شهر در هرج و مرج فرو رفته است؛ روسها از پیروزی خود سرمستاند، مشروطهخواهان پنهان شدهاند و قزاقها هر لحظه منتظر دستور اعدام بعدی هستند. در این میان، سرقت ماشین از آن خانه اشرافی، شاید یک اتفاق جزئی به نظر برسد. اما رضا جولایی با ساختاری معماگونه و گرهزدن تاریخ رسمی با تاریخ شخصی، خواننده را درگیر قصهای نفسگیر میکند .
فضای کتاب: رضا جولایی که پژوهشگر و نویسندهٔ مجموعهٔ پرحجم «تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران در دورهٔ قاجار» است، در این رمان تسلط خود بر تاریخ را با توانایی در داستانسرایی درآمیخته است . نثر کتاب پر از اصطلاحات عامیانه و زبان محاورهٔ تهران قدیم است که فضایی زنده و ملموس از آن روزگار را برای خواننده تداعی میکند . شخصیتهایی مثل «شعبون» و «رمضون» در این داستان با زبانی شیرین و کوچهبازاری، روایت را پیش میبرند . این کتاب راوی یک «زمان گمشده» است؛ زمانی که در آن ایرانِ تاریخیِ رو به فراموشی با قصهای پلیسی و معمایی پیوند میخورد. امتیاز کتاب در گودریدز 4.06 از 5 است .
بخشی از کتاب (از زبان یکی از شخصیتها):
«رمضون ایستاد: "این یارو چی میگه؟" ممّد گفت: "چند روزه معرکه گرفته. یه ماشین فرنگیه. به جای سوزن زدنِ صدتایهغاز، با چرخوندن اون چرخ لباس میدوزه." شعبون گفت: "شنیده بودم. بهش میگن چرخِ شیطون. مثِ جن میچرخه." رمضون گفت: "جلالخالق." شعبون گفت: "این که چیزی نیست. میگن فرنگیها یه دستگاه ساختن صدای آدم رو حبس میکنه، بعدش هر وقت بخوای ول میکنه."»
📌 مخاطب خاص:
این کتاب را به دوستداران رمانهای تاریخی با فضای معمایی پیشنهاد میکنیم؛ به کسانی که از خواندن روایتهای پلیسی در بستر وقایع واقعی تاریخ ایران لذت میبرند و علاقهمندند با زبان و فرهنگ عامیانه تهران قدیم در دوران مشروطه آشنا شوند. همچنین برای خوانندگانی که آثار رضا جولایی («جاودانگان»، «حوض سلطان، پایان کار مغان») را دنبال کردهاند.

رضا جولایی متولد سال 1329 در تهران است. کتابهای «حکایت سلسله پشت کمانان»، «جامه به خوناب»، «شب ظلمانی یلدا»، «حدیث دردکشان»، «تالار طربخانه»، «جاودانگان»، «نسترنهای صورتی»، «بارانهای سبز» و «سیماب و کیمیای جان» از آثار این نویسندهاند.