🖋️ نویسنده: مرجان شیرمحمدی (برنده جایزه هوشنگ گلشیری ۱۳۸۴)
🛂 نشر: چشمه (چاپ اول ۱۳۹۵)
💞 ژانر: رمان اجتماعی / درام خانوادگی / نوستالژیک
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
جرقه داستان: در سالهای پایانی دوره پهلوی دوم، در خانهای قدیمی و بزرگ در جنوب تهران، گروهی از زنان و مردان فقیر زندگی میکنند. این خانه که سالها پیش محل اقامت لهستانیهای فراری از جنگ جهانی دوم بود، حالا پناهگاه آدمهایی شده است که از «نداری» و «تنهایی» و «فراموش شدن در دل شهری بزرگ» میترسند .
راوی داستان، «سهراب»، پسری است که با نگاهی کودکانه اما عمیق، یکی یکی به زندگی ساکنان این خانه سرک میکشد. از مادرش که بیوه است و همیشه کار میکند، تا خاله «پری» که نیمهدیوانه به نظر میرسد و عاشق «آقا جلال گیوهچی» (لاتی که سالهاست مرده) است. از «همدم خانم» که مدام از شوهرش «قاسم آقا» کتک میخورد، تا «مادام» پیرزن لهستانی که با فال قهوه، مرهم زخمهای اهالی خانه است .
فضای کتاب: «مرجان شیرمحمدی» که هم نویسنده است و هم بازیگر، در این رمان نشان داده که «قلمش تصویری است» و «شخصیتهایش چنان زنده و باورپذیرند که گویی در کنارمان زندگی میکنند» . این کتاب نه یک داستان خطی، که مجموعای از «قصهها»ست؛ قصههایی که هر کدام به تنهایی میتوانند یک کتاب باشند، اما در این خانه در هم تنیده شدهاند و یک روایت جمعی از «رنج، شادی و حسرت» را شکل دادهاند .
نقل قوت از کتاب (از زبان مادر سهراب): «به دوروبرمون نگاه کن! به این بچه نگاه کن! سه سالش بود، بیبابا شد. منو نگاه کن! بیستوپنج سالم بود، بیوه شدم. خواهرم به این خوشگلی! یه محله خاطرخواهش بود. یه عطسه میکرد، همۀ تهرون بهش میگفتن عافیت باشه. حالا چی؟ مدام با خودش حرف میزنه و منتظره یه روز عشقش بیاد دنبالش. همهمون توی این چاردیواری گیر افتادیم. از دیوارش معجزه رد نمیشه» .
افتخارات: مرجان شیرمحمدی پیش از این برای مجموعه داستان «بعد از آن شب» برنده جایزه هوشنگ گلشیری شده است .
📌 مخاطب خاص: اگر از رمانهایی با فضای نوستالژیک، شخصیتپردازی قوی و روایتهای جمعی لذت میبرید، این کتاب برای شماست. این اثر بهویژه برای کسانی که «خانههای قدیمی ایرانی» و فرهنگ ساکنان جنوب شهر تهران برایشان جذاب است، تجربهای لذتبخش خواهد بود.

مرجان شیرمحمدی بازیگر و نویسندهٔ ایرانی است. او همسر کارگردان ایرانی بهروز افخمی است.
بیست و دوم آذر ماه ۱۳۵۲ در تهران به دنیا آمد. ازدواج او با بهروز افخمی دومین ازدواج وی میباشد و از ازدواج اول خود پسری به نام ماکان دارد. از ازدواج خود با بهروز افخمی پسری به نام آهیل دارد که متولد کشور کانادا است. از ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۱ زیر نظر آیدین آغداشلو نقاشی را فرا گرفت. در ۱۳۷۴ وارد کارگاه آزاد بازیگری شد و سپس به مدرسهٔ تئاتر سمندریان رفت. در ۱۳۷۵ وارد عرصهٔ بازیگری شد. از وی دو رمان و دو مجموعه داستان به چاپ رسیدهاست. وی برای اولین کتاب خود برنده جایزه کتاب سال بنیاد گلشیری شد. تا کنون دو فیلم بلند سینمایی از داستانهای او ساخته شدهاست. دیشب باباتو دیدم آیدا به کارگردانی رسول صدرعاملی از داستان «بابای نورا» و آذر، شهدخت، پرویز و دیگران از داستانی به همین نام به کارگردانی بهروز افخمی.