🖋️ نویسنده: شیرزاد حسن
🛂 نشر: چشمه
💞 ژانر: رمان کوتاه / ادبیات کردی / ناتورالیسم / تمثیل سیاسی
🌟 درباره کتاب (داستانی ):
«حصار و سگهای پدرم» بیتردید یکی از نقاط عطف ادبیات کردی است که منتقدان آن را با آثار کافکا مقایسه کردهاند. این رمان اولین اثر شیرزاد حسن، نویسنده پرآوازه اهل اربیل، در اوایل دهه ۱۹۹۰ منتشر شد. پس از سالها سانسور (حذف بیش از ۱۵ صفحه از ترجمه فارسی در سال ۱۹۹۸)، سرانجام نسخه بدون سانسور آن در سال ۲۰۱۷ مجوز انتشار گرفت.
جرقه داستان: راوی داستان از همان صفحه اول رازی را فاش میکند: «پدر را من کشتم» . اما قتل پدر نه پایان ماجراست، که آغاز کابوسی تازه است. پدر مرده است، اما «همه چیز مثل قبل باقی ماند. سگها هنوز پارس میکردند».
خانوادهای در درون حصاری زندگی میکنند که پدر با دیوانگی تمام بر آن حکومت میکند. پدر چندین زن دارد. مادر و سایر زنان «ساکت و خاموش مثل دیوارهای خانه» هستند. برادران جرأت نمیکنند به چشمان سگها نگاه کنند، چه رسد به چشمان پدر. سگها فقط از پدر اطاعت میکنند و ابزار وحشت و کنترل او هستند. هیچکس اجازه خروج از حصار را ندارد، چون «جهان بیرون ناپاک است».
راوی با زبانی هذیانی و روایتی نامنظم، فضایی وهمآلود و ترسناک خلق میکند. حصار، سگها، زنان خاموش و نگاه پدر — همه و همه نمادهای ساختار قدرت در جامعهای پدرسالار و تمامیتخواه هستند. اما آیا با کشتن پدر، میتوان از حصار بیرون زد؟ چیزی که این رمان را شگفتانگیز میکند، پاسخی است که به این سؤال میدهد: «بعد از مرگ دیکتاتور، دیکتاتوری چگونه ادامه مییابد؟»
فضای کتاب: این رمان که در ۱۱۲ صفحه نوشته شده، اولین رمان شیرزاد حسن و یکی از شاخصترین آثار ادبیات مدرن کردی است. فضای آن از نظر منتقدان «وهمآلود، ترسناک و بیمارگونه» توصیف شده و ساختار روایتاش «غیرخطی و هذیانی» است. شیرزاد حسن در این اثر ناتورالیستی، دنیای سیاه خانوادهای را ترسیم کرده که هر یک از اعضایش به نوعی با بیماریهای روحی و روانی دستبهگریبان هستند. در این روایت تمثیلی، «حصار» نماد «انزوای تحمیلی» و «سگها» نماد «وفاداری کور و خشونت نهادینه» هستند.
تحلیل روانکاوانه: بر اساس تحلیلهای دانشگاهی، شخصیتهای این رمان در چارچوب «مکانیسمهای گریز از آزادی» اریک فروم قابل تفسیر هستند: شخصیت سادیستی (پدر)، شخصیت مازوخیستی (تسلیمشدگان درون حصار)، و واکنش تخریبی (قتل پدر) که نتیجه نهایی آن «آزادی» نیست، بلکه «تداوم زندان درونی» است. محققان بر این باورند که کتاب «فقر فرهنگی» را بسیار خطرناکتر از مسائل اقتصادی میداند و تلاش دارد با پررنگ کردن باورهای نادرست جامعه، گامی در جهت تغییر نگرش بردارد.
نقل قول از کتاب (با مفهوم):
«پدر مرده بود، اما همه چیز مثل قبل ادامه داشت. سگها هنوز پارس میکردند. ما هنوز از خروج از حصار میترسیدیم. شاید دیکتاتور را کشته بودیم، اما دیکتاتوری را نه».
📌 مخاطب خاص: بزرگسالان. اگر از «مسخ» کافکا و «قلعه» او لذت میبرید و داستانهای تمثیلی با فضای وهمآلود و ترسناک را میپسندید، «حصار و سگهای پدرم» شما را تا مرز گیجی و وحشت پیش خواهد برد. این کتاب برای کسانی است که میخواهند بدانند «آیا میتوان از حصار ذهنی خارج شد، در حالی که سگها هنوز پارس میکنند؟»

شیرزاد حسن Sherzad Hassan زادهٔ سال ۱۹۵۱ در اربیل نویسنده، شاعر و مترجم معاصر کردستان است. شهرت او بیشتر به خاطر داستاننویسی است. دارای آثار مهمی در داستاننویسی و رُمان با نگاه و جایگاهی متفاوت در ادبیات کُرد است. نوشتههای او که همه به زبان کُردی و لهجه سورانی نگاشته شدهاند به دیگر زبانهای دنیا نیز ترجمه شدهاست. شیرزاد حسن نویسندهٔ بلندآوازهٔ کردستان به سال ۱۹۵۱ در شهر اربیل (پایتخت اقلیم کردستان) به دنیا آمد. پدر او نظامی خشنی بود و در خانواده آنها کسی اجازه ابراز عقیده نداشت و همین مسئله باعث کمرویی شیرزاد نوجوان شد. او بعدها شخصیت پدر و جامعه سنتی و پدرسالار خود را در داستانهایش، از جمله نوولت قدرتمند «حصار و سگهای پدرم» بازتاب داد. در این قصه، راوی پس از پدر کشی، درمی یابد که زنده و مرده پدرش ارزش و کارکردی برابر دارد. مرده پدر مانند زنده و مرده فیل است، یا حتی، ارزشی افزوده پیدا کردهاست! چون ارزش اسطوره در جامعه اسطوره اندیش بسیار بیشتر از واقعیت است و ارزش دروغ بیش از حقیقت! از این روست که شیرزاد حسن با آگاهی از جنبههای گوسفند وار زندگی تودههای اسطوره اندیش و خرافه باور، با شجاعت در کنار نقد خودکامگی پدر یا قدرت استبدادی، به نقد فرهنگ تودهوار نیز دست میزند، با این که میداند ممکن است از دو طرف طرد شود. سال ۱۹۷۵ دانشنامه کارشناسی زبان انگلیسی را از دانشگاه المستنصریه بغداد دریافت کرد و به عنوان دبیر زبان خارجه به تدریس پرداخت. سال ۱۹۹۷ پس از شرکت در کنفرانس جهانی نویسندگان مدت شش ماه در فنلاند ماندگار شد، اما طاقت نیاورد و راه میهن را در پیش گرفت و در سلیمانیه اقامت گزید. رُمان «مِه بر فراز دره» در حقیقت داستان نوستالژیک اقامت چندماههٔ او در اروپا است. او هماکنون در شهر سلیمانیه برای یکی از نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد کار میکند و همچنان به نوشتن داستان و رُمان مشغول است. وی به ایران نیز سفر کرده و در دهم فروردین ۱۳۹۵ در حضور بیش از هزار نفر از دوستداران ادبیات به سخنرانی در مورد ادبیات پرداخت.