🖋️ نویسنده: استیو تولتز
🛂 نشر: چشمه (ترجمه پیمان خاکسار)
💞 ژانر: رمان فلسفی / درام خانوادگی / طنز سیاه
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
جرقه داستان: «هیچوقت نمیشنوید ورزشکاری در حادثهای فجیع حس بویاییاش را از دست بدهد. اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما بدهد... مثل روز روشن است که ورزشکار باید پایش را از دست بدهد، فیلسوف عقلش، نقاش چشمش... من آزادیام را از دست دادم...» .
مارتین دین از همان کودکی عجیب بوده است. چهار سال در کما بود و وقتی به هوش آمد، دنیا برایش غریب ماند. برادر ناتنیاش تری، خلافکاری محبوب و جذاب، همیشه در سایه او میدرخشد تا اینکه به زندان میافتد .
مارتین به پاریس میگریزد و ناخواسته صاحب پسری میشود به نام جسپر. حالا جسپر میخواهد بفهمد پدرش چه کسی بوده؛ قاتل؟ فیلسوف؟ جنایتکار؟ یا شاید هر سه .
این رمان ۶۵۶ صفحهای هفتاد و یکمین چاپ خود را در ایران تجربه کرده است .
📌 مخاطب خاص: بزرگسالان، طرفداران دیکنز و جان ایروینگ، کسانی که از طنز سیاه در دل تراژدی لذت میبرند. فینالیست جایزه بوکر ۲۰۰۸ .

استیو تولتز، نویسنده ی استرالیایی متولد ۱۹۷۲ سیدنی، اولین رمانش «جزء از کل» را در سال ۲۰۰۸ منتشر کرد که با استقبال زیادی روبه رو شد و همان سال نامزد جایزه ی بوکر شد که کمتر برای نویسنده ای که کار اولش را نوشته، پیش می آید. با وجود مدت زمان کوتاهی که از چاپ این کتاب گذشته است، اکنون به عنوان یکی از بزرگ ترین رمان های تاریخ استرالیا مطرح است.او کتاب را در مدت پنج سال نوشت. پیش از آن مشاغلی مثل عکاسی، فروشنده ی تلفنی، نگهبان، کارآگاه خصوصی، معلم زبان و نویسنده ی فیلمنامه داشت. خودش در مصاحبه ای گفته است: «آرزوی من نویسنده شدن نبود، ولی همیشه می نوشتم. زمان بچگی و نوجوانی شعر و داستان کوتاه می نوشتم و رمان هایی را آغاز می کردم که بعد از دو و نیم فصل، علاقه ام را برای به پایان رساندن شان از دست می دادم. بعد از دانشگاه دوباره به نوشتن رو آوردم. درآمدم خیلی کم بود و فقط می خواستم با شرکت در مسابقات داستان نویسی و فیلمنامه نویسی پولی دست و پا کنم تا بتوانم زندگی ام را بگذرانم که البته هیچ فایده ای نداشت. زمانی که دائم شغل عوض می کردم یا بهتر بگویم، از نردبان ترقی هر کدام از مشاغل پایین تر می رفتم، برایم روشن شد هیچ کاری جز نویسندگی بلد نیستم. نوشتن یک رمان تنها قدم منطقی ای بود که می توانستم بردارم. فکر می کردم یک سال طول می کشد ولی پنج سال طول کشید. زمان نوشتن تحت تاثیر کنوت هامسون ، لویی فردینان سلین ، جان فانته ، وودی آلن ، توماس برنارد و ریموند چندلر بودم.»