🖋️ نویسنده: ژان پل سارتر
🛂 نشر: چشمه
💞 ژانر: رمان فلسفی / اگزیستانسیالیسم
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
«آنتوان روکانتن» (راوی کتاب)، تاریخنگاری تنها و گوشهگیر است که برای تحقیق در مورد یک ژنرال فرانسوی قرن هجدهم به شهر بندری «بوویل» نقل مکان کرده است .
او روزهایش را در کتابخانه میگذراند و به مطالعه چهرههای عجیب مردم کوچه و خیابان میپردازد. اما ناگهان احساسی عجیب به او دست میدهد؛ نوعی دلهره و دلپیچش عمیق. این «تهوع» واکنش روانیست در برابر "بودنِ" اشیاء پیرامونش. راوی متوجه میشود که یک لیوان آبجو، یک سنگریزه، یا دستگیره در، بدون هیچ دلیلی "وجود" دارند و این اضطرار محض برای "بودن" او را وحشتزده میکند .
این رمان (اولین رمان سارتر که در ۱۹۳۸ منتشر شد) بیانیهای مانیفستوار برای جنبش اگزیستانسیالیسم است. سارتر میگوید: «ما محکوم به آزادی هستیم. هیچ ماهیت از پیش تعیین شدهای نداریم. ما صرفاً وجود داریم و سپس خود را با انتخابهایمان میسازیم» .
نقل قول از کتاب: «من یک سنگریزه در دستم نگه داشتم. این سنگ نبود که مرا آزار میداد؛ این واقعیت بود که "چیزی" در آنجا وجود داشته باشد. وجود دارد. بدون دلیل.»
مخاطب خاص: دانشجویان و علاقهمندان به فلسفه مدرن، کسانی که آثار اگزیستانسیال مثل «بیگانه» کامو را دوست دارند.

ژان-پل شارل ایمار سارْتْرْ، زاده ی ۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ و درگذشته ی ۱۵ آوریل ۱۹۸۰، فیلسوف، اگزیستانسیالیست، رمان نویس، نمایش نامه نویس و منتقد فرانسوی بود.پدرش «ژان باپتیست سارتر» افسر نیروی دریایی فرانسه و مادرش «آنه ماری شوایتزر» دخترعموی «آلبرت شوایتزر» پزشک معروف، برنده ی جایزه ی صلح نوبل بود. پانزده ماهه بود که پدرش به علت تب از دنیا رفت. پس از آن مادرش به نزد والدینش به مودون بازگشت.او در سال ۱۹۲۲ موفق به گرفتن دیپلم شد، پس از آن تصمیم گرفت به همراه «نیزان» در «دانشسرای عالی پاریس» در رشته ی آموزگاری ادامه تحصیل دهد. چهار سال بعد در امتحانات نهایی رشته ی فلسفه مردود می شود. دلیل رد شدن نیز عقیده ی سارتر در مورد فلسفه بود. او عقیده داشت «فلسفه فهمیدنی است، نه حفظ کردنی».پس از اتمام تحصیلات در دبیرستان های «لو آور» و «لیون» به تدریس فلسفه پرداخت. پس از مدتی تصمیم گرفت که برای کامل شدن تحقیقاتش در زمینه ی فلسفه ی پدیدار شناسی هوسرل راهی آلمان شود. به طور کلی دو دوره در زندگی حرفه ای سارتر وجود داشت. اولین دوره ی زندگی حرفه ای او دوره-ی پس از نوشتن اثر معروف اش، هستی و نیستی، بود و نوشتن رمان تهوع. سارتر به آزادی بنیادی انسان معتقد بود و باور داشت که «انسان محکوم به آزادی است.»در سال ۱۹۶۴ جایزه ی ادبی نوبل به سارتر تعلق گرفت، ولی او از پذیرفتن این جایزه خودداری کرد.او از سال ۱۹۷۳ به بعد تقریبا تمامی قدرت بینایی خود را از دست داده بود و دیگر قادر به نوشتن نبود، با این همه سعی می کرد با انجام مصاحبه ها، دیدارها و حضور در مراسم ها، کماکان چهره ای فعال و اجتماعی از خود نشان دهد. ژان-پل سارتر در روز ۱۵ آوریل ۱۹۸۰ در سن ۷۵ سالگی در بیمارستان بروسه پاریس از دنیا رفت. خاکستر او در گورستان مون پارناس در حوالی محل زندگی دوران پیری اش در محله ای در پاریس به خاک سپرده شده است.