به «مورسو» اطلاع دادند که مادرش فوت کرده و او باید به نوانخانه برود و در مراسم تدفین او شرکت کند. مورسو از ادارهاش مرخصی میگیرد و به آنجا میرود. تعدادی ورقه را امضاء میکند و کاملاً بیتفاوت به خانهاش در مرکز «الجزیره» بازمیگردد.
مورسو با نامزدش «ماری» و دوستش «ریموند» برای گردش به ساحلی دوردست که کلبهی دوست ریموند در آنجا بود، رفتند. دوست ریموند، «ماسون» با زنش در کلبهای چوبی کنار ساحل زندگی میکردند. ریموند بهتازگی با نامزدش اختلافی پیدا کرده بود و بستگان آن زن به دنبالانتقام گرفتن از او بودند.
در ساحل دو مرد به ریموند حمله کردند و مورسو و ماسون هم وارد ماجرا شدند. یکی از آن مردها با چاقو بازوی ریموند و دهانش را شکافت. مورسو و ماسون جرئت جلورفتن نداشتند و منتظر بودند ببینند آن دو مرد چه کار میکنند. مورسو بهخاطر دوستش، ریموند، مرتکب قتل شد و به زندان افتاد. بازجوییاش مدتها طول کشید و دائم از او میپرسیدند که چرا در مراسم دفن مادرش گریه نکرده و غمگین نبوده است. او معتقد بود فطرتش طوری است که اغلب احتیاجات جسمانیاش، احساساتش را مختل میکند. بازپرس این را نکتهای منفی در دفاع از او میدانست و او را دوباره به سلولش باز گرداند.
سرانجام در روز محاکمهاش عدهای را بهعنوان شاهد به تالار دادگاه آوردند. هرکدامشان چیزهایی در دفاع از او گفتند و نشستند. بعد نوبت به ماسون رسید... .
* دربارهی کتاب:
رمان «بیگانه»، نوشتهی «آلبر کامو» نویسندهی فرانسوی، در سال ۱۹۴۲ است. مضمون و چشمانداز آن اغلب به عنوان نمونهای از فلسفهی «ابزوردیسم» (پوچانگاری) و «اگزیستانسیالیسم» (اصالت وجود) ذکر میشود. گرچه خود کامو عقده دارد داستانی که روایت کرده از شیوهی نگرش اگزیستانسیالیسم دور است. این اثر برندهی جایزه نوبل ادبیات سال ۱۹۵۷ شد.
شمارگان چاپ اول بیگانه ۴۴۰۰ نسخه بود، ولی خیلی خوب فروش نرفت. اما بعدها به دلیل مقالهی «ژان پل سارتر» در «توضیح بیگانه» این رمان با استقبال خوبی روبهرو شد. از سوی دیگر این داستان چهار بار به انگلیسی و همچنین به زبانهای زیاد دیگری از جمله فارسی ترجمه شده است. این رمان از آثار کلاسیک ادبیات قرن بیستم محسوب میشود. روزنامهی «لو موند» این کتاب را یکی از صد کتاب برتر قرن بیستم معرفی کرده است.
همچنین این رمان دو بار به صورت فیلم درآمده است: یکبار نسخهای ایتالیایی که«لوکینو ویسکونتی» ساخت و دیگری با نام «یزگی» که «زکی دمیرکوبوز» کارگردان ترکیهای به روی پرده سینما برد.
بیگانه را، اولین بار، علیاصغر خبرهزاده با ویراستاری و تصحیح جلال آلاحمد به فارسی برگرداند. پس از آن مترجمان متعدد دیگری این کتاب را به فارسی برگرداندهاند که نام آنها در کتاب «تاریخ ترجمهی ادبی از فرانسه به فارسی» چنین آمدهاست: عنایتالله شکیباپور، هدایتالله میرزمانی، امیر جلالالدین اعلم، محمدرضا پارسایار، خشایار دیهیمی، لیلی گلستان، پرویز شهدی، شادی ابطحی، بهاره جواهری، مهران زنده بودی