🖋️ نویسنده: نیکلای گوگول
🛂 نشر: چشمه
💞 ژانر: مجموعه داستان کوتاه / طنز اجتماعی / ادبیات کلاسیک روسیه
🌟 درباره کتاب (داستانی):
این کتاب دربرگیرندهی چند داستان کوتاه از نیکلای گوگول است که از میان آنها میتوان به داستانهای «بازار مکاره»، «تاراس بولبا»، «شب پیش از ایوان کوپالا» و «ملاکان قدیم» اشاره کرد [citation:1]. گوگول در این آثار با زبانی طنزآمیز و گاه گزنده، به زندگی مردم عادی روسیه در قرن نوزدهم میپردازد.
داستان «بازار مکاره» روایت دختری هجده ساله است که همراه با نامادری بدجنسش برای نخستین بار به «بازار مکاره» میرود. در میان هیاهوی آن مکان، عشق در نگاه اول میان او و پسری جوان شکل میگیرد [citation:2]. داستان «تاراس بولبا» نیز از مشهورترین آثار گوگول است که داستان قزاقهای اوکراینی در قرن پانزدهم را روایت میکند و الهام گرفته از نبردهای قزاقها با لهستانیها و عثمانیهاست [citation:2].
«شب پیش از ایوان کوپالا» داستانی فولکلوریک و پر از عناصر ماورایی است که دربارهی شبی از سال روایت میشود که بنابر افسانهها، سرخسها شکوفه میدهند و گنجها آشکار میشوند [citation:2]. «ملاکان قدیم» نیز داستان زندگی آرام و بیحاشیهی زوج سالخوردهای را به تصویر میکشد [citation:2].
گوگول با ریزبینیهای روانشناسانهاش، در این داستانها نظام اشرافی و رعیتداری روسیه را نقد میکند و با خلق شخصیتهای بهیادماندنی، نقش مهمی در شکلگیری مکتب رئالیسم در ادبیات روسیه ایفا کرده است [citation:1].
📌 مخاطب خاص: علاقهمندان به ادبیات کلاسیک روسیه و داستانهای کوتاه با طنز اجتماعی، و همچنین پژوهشگران و دانشجویان ادبیات تطبیقی.

نیکلای واسیلیویچ گوگول، زاده ی 31 مارس 1809 و درگذشته ی 4 مارس 1852، نویسنده ی اوکراینی الاصل روس بود.گوگول در روستای ساروچینتسی واقع در اوکراین کنونی به دنیا آمد. او در کودکی به عمویش در اجرای نمایش هایی به زبان اوکراینی کمک می کرد.گوگول در سال 1820 به مدرسه ی هنری نیژین رفت و تا سال 1828 در آن جا ماند. او در همین مدرسه، نویسندگی را آغاز کرد و به بازیگری نیز علاقه مند شد. گوگول در سال 1831 اولین مجموعه از داستان های خود را به چاپ رساند و خیلی زود با بازخوردهای بسیار مثبتی رو به رو شد. او بعد از این، داستان ها و نمایشنامه های متعددی نوشت که همگی در زمره ی آثار موفق ادبیات روسیه قرار دارند.وی در شب 24 فوریه ی 1852 برخی از دست نویس های خود را سوزاند. اندکی پس از این اتفاق، نیکلای گوگول به بستر رفت، هیچ غذایی نخورد و نه روز بعد چشم از جهان فرو بست.