🖋️ نویسنده: یغما گلرویی
🛂 نشر: نگاه
💞 ژانر: مجموعه شعر / عاشقانه
🌟 درباره کتاب:
یغما گلرویی از شاعران خوشذوق و مردمی معاصر است. شعرهایش ساده، صمیمی و سرشار از تصویرهای تازهاند؛ جوری که انگار دارد با یک دوست قدیمی حرف میزند. مجموعه «باران برای تو میبارد» شامل غزلها و سپیدهای عاشقانهای است که در آنها «باران»، «آینه»، «شب»، «بیکسی» و «دلتنگی» بارها تکرار میشوند – اما هر بار جوری که تا به حال نشنیدهای.
گزیدهای از فضا و حالوهوای کتاب:
· شعرهایی که «ننه سرما» و «مادربزرگ» تویشان جان میگیرند.
· نگاه نچرخیده به عشق در دنیای شلوغ امروز.
· از تنهایی اتوبوس نیمهشب تا بوی نون تازه.
📌 برای کسانی که از شعر حافظ و سهراب سپهری لذت بردهاند اما میخواهند حرف امروزیتر را در قالب کهن بشنوند. یغما در عین شاعری، طنزپردازی لطیف هم هست؛ شعرهاش هم اشکات را درمیآورد هم لبخند. این کتاب برای یک شب پاییزی و یک فنجان چای دمکرده عالی است.

یغما گلرویی ترانه سرا، شاعر، نویسنده و مترجم ایرانی است. کارهایی از جمله: خسته شدم، رویایی دارم، ستاره، ضیافت، کوچه ملی از آثار اوست.یغما گلرویی شاعر، ترانه سرا، نویسنده، عکاس ایرانی در ساعت پنج بامداد روز ششم مرداد ۱۳۵۴ در بیمارستان «مهر» «شهرستان ارومیه» متولد شد. مادرش «نسرین آقاخانی»، پدرش «هوشنگ گلرویی» و خواهری بزرگتر از خود به نام «یلدا» داشت.او در اوایل دههٔ هفتاد، با «غزاله علیزاده» آشنا شد و به سفارش او به دفتر نشریه آدینه رفت وآمد پیدا کرد و توانست با نویسندگانی چون «فرج سرکوهی»، «مسعود بهنود»، «عمران صلاحی»، «محمدمختاری»، «حمید مصدق»، «علی باباچاهی»، «ناصر تقوایی» دیدار کند. دیدار با احمد شاملو در سال ۱۳۷۳ باعث علاقهٔ او به ادامه دادن راه شعر شد. در اردیبهشت سال ۱۳۷۷ نخستین مجموعه شعر خود را با عنوان «گفتم: بمان! نماند…» توسط موسسه فرهنگی هنری دارینوش منتشر کرد و بعد از آن حدود سی عنوان کتاب از او در زمینه های شعر، ترانه، ترجمه، فیلم نامه بازسرایی متون منتشر شده است.برخی کتاب های ترجمه شده توسط وی از قرار ذیل استجهان در بوسه های ما زاده می شود، اشعار شاعران جهانفرشته ای در کنار توست!، شعرهای مارگوت بیکل، با همکاری ندا زندیهدو فنجون قهوه، دو نخ سیگار، شل سیلور استاینباران یعنی: تو بر می گردی!، نزار قبانینه! نمی خواهم ببینمش…، فدریکو گارسیا لورکاآوازهای کولی، فدریکو گارسیا لورکاتمام کودکان جهان شاعرند!، اشعار شاعران جهاننامه به کودکی که هرگز زاده نشد، اوریانا فالاچییک مرد، اوریانا فالاچیبه سلامتی برادرم هیچ کس!، چارلز بوکوفسکیماهی مست، اورهان ولیزوزه، آلن گینزبرگ، با همکاری حسن علیشیریچشمان تو قاتل منند، مختوم قلی فراغیدیوارها سخن نمی گویند، احمد کایا، با همکاری آیدین آقاخانیجنس ضعیف، اوریانا فالاچیخدا در لباس کارگری، کارل سندبرگ