🖋️ نویسنده: ایزابل آلنده
🛂 نشر: کتابسرای تندیس
💞 ژانر: رمان تاریخی / درام اجتماعی
🌟 درباره کتاب:
ایزابل آلنده در این کتاب داستان دو کودک از دو قاره و دو دوره زمانی متفاوت را روایت میکند. سال ۱۹۳۸، «ساموئل آدلر» پسر پنج سالهای در وین است که شب کریستال (حمله نازیها به خانه یهودیان) با قطار فراری به انگلستان اعزام میشود. مادرش روسریاش را به بازویش میبندد و قول میدهد به زودی دنبالش بیاید – قولی که هیچ وقت عملی نمیشود.
سال ۲۰۱۹، «آنیتا دیاز» دختر هفت ساله سالوادوری، به همراه مادرش از مرز مکزیک به آمریکا پناهنده میشود. سربازان مکزیکی مادر را از او جدا میکنند و آنیتا را به یک کمپ موقت در آریزونا میفرستند. در کمپ، با «سلینا دورازو» (مددکار اجتماعی جوان) آشنا میشود که پدربزرگش، «ساموئل آدلر» (همان پسر یهودیِ فراری از وین) است. حالا دو نسل بعد، ساموئل پیر آنقدرها که فکر میکند از گذشته فرار کرده، خیالش راحت نیست.
آلنده از طریق نامهها، فلشبکها و راویهای متعدد نشان میدهد که «مهاجرت» هرگز تمام نمیشود. باد همان باد است و نام بچهها را، چه در وین ۱۹۳۸ چه در مرز ۲۰۱۹، یکی صدا میکند.
📌 برای کسانی که «دختری که رهایش کردی» و «کتابدزد» را دوست داشتند. آلنده با این رمان نه فقط به گذشته، که به زمان حالمان میزند.

ایزابل آلنده، زاده ی 2 آگوست 1942، نویسنده ای اهل شیلی است. رمانهای او اغلب در سبک رئالیسم جادویی جای میگیرند. در سال ۱۹۸۱ زمانی که پدربزرگش در بستر بیماری بود، ایزابل نگاشتن نامهای به وی را شروع کرد که دستمایه رمان بزرگ «خانه ارواح» گردید. پائولا نام دختر وی است که پس از تزریق اشتباه دارو به کما رفت. ایزابل رمان «پائولا» را در سال ۱۹۹۱ بصورت نامهای خطاب به دخترش نوشتهاست. رمانهای آلنده به بیش از سی زبان ترجمه شده و نویسنده خود را به دریافت جوایز ادبی بسیاری مفتخر نمودهاند.