«آن گوشهی دنج سمت چپ» اولین کتاب مهدی ربی است که 13 داستان کوتاه را دربرمیگیرد. این مجموعه داستان در برخی جوایز ادبی نیز مطرح شده است.
عشق موضوع مشترک بیشتر داستانهای این کتاب است. شخصیتها گرفتار عشق میشوند و معمولا فاصلهای بین عاشق و معشوق وجود دارد. رقیب عشقی، سردرگمی در رابطه و بیعلاقگی زنان از جمله موانع این عشقها هستند.
در داستان «آن گوشهی دنج سمت چپ» که نام کتاب نیز برگرفته از این داستان است. شخصیت اصلی که راوی داستان نیز هست از دخترها و زنانی میگوید که از آنها جدا شده است. او هر شب مسافتی را میدود و بعد از هر شکست مسافت دویدن خودش را طولانیتر میکند و حالا رسیده است به ده کیلومتر بدون توقف.
در داستانهای مقبره، مسیح، دوچرخهسوار و حالا میذاری بخوابم، نیز عشق و آدمهای درگیر با آن روایت میشود. در داستان «مقبره» سه جوان به یک مقبره رفتهاند. هر سهی این جوانها عشقهایشان را از دست دادهاند و حالا روی سنگ قبرها نام معشوقهای از دست رفتهی خودشان را پیدا میکنند و بر روی قبرها شمع روشن میکنند. روایت این داستان متکی به تصویرسازی است و گشت و گذار سه عاشق شکستخورده در فواصل زمانی مختلف در میان مردگان، حس پایداری عشق را نشان میدهد.
داستان «مسیح» یک مثلث عشقی است. دو نفر عاشق یک معشوق هستند. معشوقی که یک سر دارد و هزار سودا. مسیح و صفا دو ضلع مثلث و ضلع سوم سارا است. مسیح در یک مثلث عشقی دیگر در زمانهای مختلف گرفتار است. عشق به دوست دوران کودکی، عشق به زنی که در اتوبوس دیده است.
«دوچرخهسوار» روایت زندگی یک پسر و مادرش است. پسر عاشق است و میخواهد از عشقی که برای مادرش در گذشته اتفاق افتاده است، سردربیاورد. شاید به دنبال این است که عشق را در دوران مختلف با هم مقایسه کند.
«حالا میذاری بخوام» روایتی است که زن برای همسرش تعریف میکند. مردی در رختخواب از همسرش میخواهد تا برایش تعریف کند که از صبح تا حالا چه کارهایی را انجام داده است و زن روایتی خاص را تعریف میکند.
داستانهای این مجموعه ساده و خوشخوان هستند و سعی دارند به شکلی روحیات پیچیدهی انسانها را روایت کنند. فضای داستانها نیز متنوع است برخی از آنها داستانها واقعگرا هستند و بعضی داستانهایی فراواقعی با فضایی مالیخولیایی و ذهنی.
قربانی ابراهیم، ملیحه، دیگر هیچ چیز با اهمیتی وجود ندارد، میتونم دوباره ببینمت؟، زخم رقیب، چشمسیاهان کیستند؟ باد مخالف و پلها عناوین داستانهای دیگر این مجموعه هستند.
«آن گوشهی دنج سمت چپ» مجموعه داستانی است با فضاهایی مختلف و گزینهی مناسبی برای علاقمندان به داستانهای کوتاه فارسی است.

مهدی ربی (زاده ۱۳۵۹) داستاننویس معاصر ایرانی است. مهدی ربی در مرداد ۱۳۵۹ در اهواز متولد شد. او دارای مدرک لیسانس حسابداری است و کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی اش را از دانشکده هنر و معماری گرفتهاست و از مهر ماه 1393 دانشجوی دکترای فلسفه هنر در دانشگاه علوم و تحقیقات تهران است .مهدی ربی مدرس داستاننویسی و نمایشنامهنویسی در دانشکدههای هنرومعماری،هنرهای زیبا و سینما تئاتر تهران است .اواز سال ۱۳۸۳بهطور جدی وارد حوزهٔ ادبیات داستانی شدهاست. آثار مهدی ربی توسط منتقدین بسیاری در مطبوعات نقد شدهاست. او برای کتاب «آن گوشه دنج سمت چپ» در سال ۱۳۸۶ برگزیده جایزهٔ ادبی روزی روزگاری و برنده جایزه منتقدین مطبوعات ایران شد.این کتاب توسط انتشارات «پونته33» به زبان ایتالیایی ترجمه شده است . مهدی ربی برای مجموعه داستانش با نام «برو ولگردی کن رفیق» در سال ۱۳۸۸ برنده نهایی جایزه ادبی منتقدان و نویسندگان مطبوعات گردید. مهدی ربی طی این سالها داور جوایز ادبی متعددی بودهاست . جوایز گلشیری ،احمد محمود،جمالزاده ،چراغ مطالعه،بوشهر،شاهوار،خوزستان و... از این جملهاند.