🖋️ نویسنده: کاترین منسفیلد
🛂 نشر: چشمه (مجموعه «جهاننو»)
💞 ژانر: داستان کوتاه / ادبیات مدرن / روانشناختی
🌟 درباره کتاب (داستانی):
«آقای کبوتر و بانو» بخشی از مجموعهداستان پرفروش «باغ مهمانی» است که کاترین منسفیلد در سال ۱۹۲۲ منتشر کرد . داستان درباره «رجی» (پسر کشیشی ساده) و «آن» (دختر سرهنگ بازنشستهای ثروتمند و متکبر) است. رگی در یک مغازه پرندهفروشی به آن پیشنهاد ازدواج میدهد، اما آن به سادگی قبول نمیکند. او خواهان ماجراست. رگی به شدت تحت فشار است و در همین لحظه، نگاهش به قفسی میافتد که در آن یک جفت کبوتر (کبوتر نر و کبوتر ماده) عاشقانه و با «غرور و وقار» به هم نگاه میکنند .
منسفیلد (از نوادگان داستاننویسان مکتب مدرن و دوست نزدیک ویرجینیا وولف ) در این داستان کوتاهِ ۵ صفحهای و عمیقاً روانشناختی، مرز میان «عشق واقعی» و «بازیهای اجتماعی» را به چالش میکشد. این داستان (با همان عنوان «آقا و خانم کبوتر») در نسخه اصلی مجموعه «باغ مهمانی» وجود دارد .
📌 مخاطب خاص: بزرگسالان. اگر از داستانهای کوتاه مدرن و پایانباز لذت میبرید (مثل آثار جویس و وولف) و میخواهید بدانید چرا منسفیلد را «انقلابی در فرم داستان کوتاه» مینامند، «آقای کبوتر و بانو» یک شاهکار تمامعیار است.

کتلین مَنسفیلد مری (به انگلیسی: Kathleen Mansfield Murry) نویسنده داستان کوتاه نوگرای اهل نیوزیلند بود. تخلص او کاترین منسفیلد بود. همانند بسیاری دیگر از نویسندگان بزرگ داستان کوتاه (چخوف، موپاسان و پو) کاترین منسفیلد در جوانی مرد. او پس از یک دوره زندگی فوق العاده نامتعارف در سال 1923 از بیماری سل درگذشت. آوازهی نویسندگی او در گرو چهل و دو داستان کوتاه و یک مجموعهی نقد و یک دسته نامهی افشاگر و یک سفرنامهی زیباست.
منسفیلد با نام اصلی کتلین بیچم دختر یک بانکدار توانگر نیوزیلندی بود. در پانزده سالگی به انگلستان رفت و دیگر، جز یک بار در سال بعد، هرگز به میهنش بازنگشت. بااینهمه، شماری از بهترین داستانهای او در نیوزیلند کودکیش رخ میدهند. در بزرگسالی، همیشه یک بیگانه، یک خارجی بود. در اروپا گشت، در انگلستان و آلمان و ایتالیا زیست، در فرانسه مرد، و در حاشیهی گروههایی مانند بلومزبری یا درویشانی که واپسین روزهای عمرش را در فونتنبلو با آنان گذراند زندگی کرد. دوستانش کولیها و هنرمندان بودند. شخصیت گودران در زنان عاشق لارنس و بیاتریس گیلری در ضد و نقیض آلدوس هاکسلی ظاهر ملهم از او هستند. او و ویرجینیا وولف دوستان خوبی نبودند. (وولف پس از خواندن یکی از داستانهای منسفیلد گفت: کار او تمام است!) بهترین رابطهی او در بزرگسالی با جان میدلتون بری بود که در سال 1918 با او پیمان زناشویی بست، پس از مرگ او مری نامهها و یادداشتهایش را تدوین کرد و در ترویج اسطورهی کاترین منسفیلد به عنوان هنرمند محکوم به فنایی که همیشه کامل زندگی کرد بسیار کوشید.