«آسمان، کیپ ابر» مجموعه داستانی از محمود حسینیزاد است. این کتاب متشکل از ۱۳ داستان کوتاه است. البته کتاب تقسیمبندی دیگری هم دارد. نویسنده سعی کرده است داستانهایی که مضمونی مشابه دارند، در کنار هم قرار دهد. از این رو داستانها در پنج بخش یا پنج گروه تقسیم شدهاند که باشمارههای یک تا پنج از هم جدا شدهاند. داستانها مضمونی مشابه دارند: غم از دست دادن و فقدان کسی که از نظر شخصیت اصلی، دوستداشتنیترین آدم زندگی او بوده است. هر پنج گروه این داستانها، گونهای فقدان و از دستدادن را روایت میکنند. گروه یک فقط یک داستان دارد: «هنوز هم گاهی». شاید بتوان این داستان را یکی بهترین داستانهای این مجموعه قلمداد کرد. روایت پسری از غم و اندوه مرگ پدر و مادرش. پسری ضعیف و ترسو که حالا استاد دانشگاه شده است. لحن داستان نوستالژیک است و احساس تنهایی و اندوه از دستدادن را به خوبی و تاثیرگذار روایت میکند.
گروه دو پنج داستان دارد و مضمون مشترک این داستانها، عدم ارتباط و فقدان درک متقابل است. تعلل در بیان خواستهها، عشق بیان نشده و از دست دادن معشوق داستانهایی زیبا و پراحساس را شکل داده است که اندوهی را در دل خواننده ایجاد میکنند. شخصیتها نمیتوانند درونیاتشان را بیان کنند و با دیگران گفتگو کنند. زنی گمان میکند شوهرش در پی زن دیگری است، خانوادهای سرمیز شام هستند و فیلم بابل (ایناریتو) را تماشا میکنند، اما پدر خانواده سر میز شام نیست و اعضای خانواده از او غافل هستند و او را فراموش کردهاند، گویندۀ زنی که همکارانش گمان میکنند او خوشبخت و بیدغدغه است، هنگام خواندن شعری در هم میریزد، یک راننده تاکسی عاشق زن مطلقه همسایه است اما با آمدن شوهر سابق، این عشق به سرانجام نمیرسد و...
گروه سه متشکل از چهار داستان کوتاه است. شخصیتهای این داستانها در سوگ عزیزی نشستهاند. فرم داستانها و بازیهای زبانی از مشخصههای داستانهای این گروه است. داستان «آسمان، کیپ ابر» که نام کتاب هم از آن گرفته شده است در این گروه از داستانها قرار دارد.
گروه چهار دو داستان دارد و در گروه پنج هم یک داستان با عنوان «پرسه با چشمهای نمناک» قرار دارد. در این داستان مردی به دنبال هویت خودش است انگار در این داستان خود شخصیت است که از دسترفته و به دنبال خودش میگردد.
«آسمان، کیپ ابر» یکی از کتابهای سهگانه محمود حسینیزاد است. «سیاهی چسبناک شب» و «این برف کی آمده» دو مجموعه داستان دیگر این سهگانه هستند.
محمود حسینیزاد در کنار داستاننویسی، به کار ترجمه هم میپردازد و یکی از مهمترین مترجمان آلمانی است و برخی از آثار داستانی ادبیات معاصر آلمان را به فارسی ترجمه کرده است. همۀ اینها نشاندهندۀ تسلط و شناخت او از ادبیات است و میتوان با خیال راحت، داستانهای او را برای خواندن پیشنهاد داد.

محمود حسینی زاد (زاده ۱۳۲۵ تهران) نمایش نامه نویس، مترجم آثار آلمانی، داستان نویس، و منتقد ادبی ایرانی است.محمود حسینی زاد به همراه پترس مارکاریس [نویسندهٔ مطرح یونانی ] و نوین کیشور [موسس انتشاراتی سیگال در کلکته ]به عنوان برگزیدگان مدال گوته در سال ۲۰۱۳ میلادی معرفی شده اند.در معرفی انستیتو گوته از محمود حسینی زاد از او به عنوان مهم ترین مترجم ادبیات آلمانی زبان معاصر به فارسی یاد شده است.کمیسیون انتخاب برگزیدگان مدال گوته دربارهٔ علت انتخاب و معرفی این نویسنده و مترجم ایرانی برای دریافت این مدال عنوان کرده اند: محمود حسینی زاد با دقت و حساسیت راه را برای واژه هموار می سازد و امکان ارتباط های شخصی و فرهنگی را فراهم می آورد، این مهم موجب می شود تا در هر دو کشور تفاهم دوجانبه بین انسان ها برپا مانده و تقویت شود. امسال انستیتو گوته مدال گوته را به شخصیت های برجسته ای اعطا می کند که فصل مشترک شان علاقه و توجه آن ها به زبان آلمانی و نقش آن ها در برقراری ارتباط بین کشورشان و ادبیات و فرهنگ آلمانی زبان است.او همچنین برای نمایش نامهٔ «نهاده سر غریبانه به دیوار» در دانشکده هنرهای دراماتیک و برای نمایش نامه «تگرگ آمد امسال برسان مرگ» در جشنواره توس لوح تقدیر دریافت کرده است.