«آخرین قارون»، نوشتهی اف. اسکات فیتزجرالد، آخرین رمان این نویسندهی مشهور آمریکایی است که به صورت ناتمام باقی ماند و پس از مرگ او در سال 1941 منتشر شد. این اثر نیمهتمام به خاطر بررسی عمیق و تلخیزدایانهی هالیوود و صنعت سینما در دههی 1930 شهرت دارد و به عنوان یکی از معتبرترین آثار در مورد دنیای سینما شناخته میشود. «آخرین قارون» داستان مونرو استار، یک تهیهکنندهی جوان و بااستعداد در هالیوود است که به سرعت به قلههای موفقیت در صنعت سینما صعود میکند. استار، که الهامبخش شخصیتهای واقعی در هالیوود است، نمایندهی نسل جدیدی از سازندگان فیلم است که با دنیای پیچیدهی تجارت سینما و چالشهای اخلاقی و شخصی خود دست و پنجه نرم میکند. فیتزجرالد در «آخرین قارون» با استفاده از زبانی زیبا و تصاویر بصری قوی، به تصویر کشیدن جو هالیوود و روابط پیچیدهی درون آن را به نحوی موثر انجام میدهد. او با توصیفات دقیق و روان از محیطها و شخصیتها، داستانی جذاب و در عین حال تفکربرانگیز خلق کرده است. رمان به موضوعاتی چون قدرت، شهرت، فساد اخلاقی، روابط عاطفی و مسائل مربوط به هویت و خودشناسی میپردازد. "آخرین قارون" به بررسی تأثیرات قدرت و شهرت بر شخصیتها میپردازد و نشان میدهد که چگونه این عوامل میتوانند به تغییرات عمیق در افراد و روابط آنها منجر شوند.
«آخرین قارون» به دلیل نگاه بیپرده و انتقادی به دنیای هالیوود و به تصویر کشیدن واقعیتهای پنهان صنعت سینما، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این رمان نه تنها به عنوان یک داستان دراماتیک و جذاب، بلکه به عنوان یک اثر ادبی عمیق و فکری، مورد توجه قرار گرفته است. «آخرین قارون»، هرچند ناتمام، به عنوان یکی از آثار مهم فیتزجرالد و یکی از برجستهترین نگاهها به پشت صحنهی هالیوود، جایگاه خود را در میان آثار کلاسیک ادبیات آمریکا حفظ کرده است. این کتاب برای علاقهمندان به داستانهایی با موضوعات اجتماعی و انتقادی، به ویژه دنیای سینما و هالیوود، انتخابی ایدهآل است.

فرانسیس اسکات کی فیتزجرالد، زاده ی ۲۴ سپتامبر ۱۸۹۶ و درگذشته ی ۲۱ دسامبر ۱۹۴۰، نویسنده ی آمریکایی رمان و داستان های کوتاه بود. آثار فیتزجرالد نمایانگر عصر جاز در آمریکا است. او به عنوان یکی از نویسندگان بزرگ سده ی بیستم میلادی شناخته می شود. شناخته شده ترین اثر او رمان گتسبی بزرگ است که اولین بار در سال ۱۹۲۵ منتشر شد.وی در سینت پال مینه سوتا در خانواده ای کاتولیک و ایرلندی از طبقهی متوسط دیده به جهان گشود.از ۱۸۹۸ میلادی تا ۱۹۰۱ میلادی را در سیراکیوز، نیویورک و پس از آن در سال های ۱۹۰۳ میلادی تا ۱۹۰۸ میلادی را در بوفالو واقع در نیویورک گذراند و در همان جا وارد آکادمی ناردین شد. هنگامی که پدرش از کمپانی پروکتر اند گمبل اخراج شد، خانواده اش به مینسوتا بازگشت و اسکات وارد آکادمی سنت پاول شد.هنگامی که ۱۳ ساله بود نخستین رمان کارآگاهی خود را در روزنامه ی مدرسه به چاپ رساند. در ۱۶ سالگی برای کوتاهی در درس خواندن از آکادمی سنت پاول اخراج شد. سپس به مدرسه ی نیومن رفت و در سال ۱۹۱۳ میلادی وارد دانشگاه پرینستون شد.فیتزجرالد سال ۱۹۳۷ پس از بستن قراردادی با کمپانی رسانه ای «ام جی ام» به لس آنجلس مهاجرت می کند. وقتی فیتزجرالد داستان کوتاه «دمای هوا» را در سال ۱۹۳۸ نوشت در مجله ی «اسکوایر» فیلم نامه و داستان کوتاه می نوشت و روی رمان تمام نشده اش به نام «عشق آخرین تایکون» کار می کرد.اسکات فیتزجرالد ۲۱ دسامبر ۱۹۴۰ درگذشت و روزنامه ی نیویورک تایمز در خبر درگذشت او نوشت: «آینده ی حرفه ای درخشان او آن طور که باید، هیچ وقت تحقق نیافت.»