🖋️ نویسنده: کالی هارت
🛂 نشر: مات
💞 ژانر: فانتزی بزرگسال (رومانتیزی) / عاشقانه دشمن به عاشق / عاشقانه تاریک
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
«درِ دروازه را باز نکن.»
دو خورشیدِ بیوقفه، صحرای «زیلوارن» را تبدیل به جهنمی سوزان کردهاند؛ جایی که آب از طلا هم باارزشتر است . ساریس فِین، دختری ۲۴ ساله، تمام عمرش را صرف پنهان کردن دو راز کرده است: اول اینکه قدرتی عجیب برای کنترل فلزات دارد و دوم اینکه سالهاست از مخزن آب ملکه «مادرا» دزدی میکند تا خودش و برادر کوچکترش را زنده نگه دارد .
وقتی ساریس برای دزدیدن یک دستکش طلایی دستگیر میشود، ناگهان خود را در برابر مرگ میبیند. چاقویی در شکمش فرو میرود – اما درست در آستانه مرگ، اتفاقی غیرممکن رخ میدهد: شمشیری را از زمین میکند و جایی که آن را بیرون کشیده، به استخر نقرهای ذوبشده تبدیل میشود .
«فیشر» (که همه او را با نام «مرگ» میشناسند)، جنگجوی پری از آن حوض نقرهای بیرون میآید. دقیقاً همان جایی که ساریس باید بمیرد. مردی با چشمان نقرهای، دیوانهوار و اسرارآمیز، که هزار سال پیش دروازههای میان دو جهان را بسته بودند .
ساریس بیهوش میشود و در سرزمین یخی «ایولیا» بیدار میشود؛ پادشاهی پریان که درگیر جنگی هزار و پانصد ساله با خونآشامها هستند . مشکل ساریس: در آن لحظه مرگ، ناخواسته به فیشر پیوند خورده (و نه یک پیوند عادی – بلکه «نفرین شده» و ابدی). فیشر قسم خورده از جادوی او برای محافظت از قومش استفاده کند – حتی اگر به قیمت جان ساریس تمام شود .
اما ساریس تنها کسی نیست که رازهایی پنهان میکند. فیشر، این «پادشاه جهنمیان» (King of the Ajun Gate) که ذهنش در اثر سالها سفر در نقرهی جیوهای دیوانه شده، شاید واقعاً همون «مرگی» باشد که افسانهها از آن میگویند . شاید هم بدتر.
افتخارات: این کتاب در ابتدا به صورت مستقل منتشر شد و با حمله قدرتمندش به «بوکتاک»، به حراجی میان ۱۰ ناشر راه یافت و نهایتاً توسط «فارور» (گرند سنترال) منتشر شد . در عرض چند هفته، به رتبه یک نیویورک تایمز و ساندی تایمز رسید. نتفلیکس هم حقوق اقتباس سینمایی آن را با مبلغ هفت رقمی خریده است .
نقل قول از کتاب: «اگر چیزی را که نمیدانیم نبینیم، شاید هرگز نتوانیم چیزی را که دوست داریم نجات دهیم» .
📌 مخاطب خاص: بزرگسالان ۱۷+ (حاوی خشونت گرافیک و صحنههای آشکار بزرگسال) . طرفداران «دسته چهارم» و «قلمرو خار و رز» که عاشق داستانهای سوزان «دشمن به عاشق»، دیالوگهای تند و شخصیت مردی با جنون بالا و احساسات پایینپایین هستند.