🖋️ نویسنده: میشل لبر
🛂 نشر: چشمه (ترجمه دکتر پژمان)
💞 ژانر: رمان مدرن / عاشقانه / تعلیق
🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):
جرقه داستان: راوی «آن» است. روایت او به شکلی درهم و پیوسته میان «سفرهای واقعی» و «آرزوهای سفر» در نوسان است. اما در این میان، سفر اصلی، «سفر عشق» است. تقدیمی عجیب کتاب («تقدیم به مرد قدکوتاه ایستگاه گامبتا») از همان ابتدا مخاطب را کنجکاو میکند.
رمان با ارجاعات ادبی (به وولف، داستایفسکی) و با نثری جزئینگر، خواننده را به عمق احساسات و تردیدهای راوی میبرد. آیا «کاناپه قرمز» نماد عشقی دیرینه، خیانتی پنهان یا شاید پایانی تراژیک است؟
فضای کتاب: اثری مدرن از نظر فرم روایت، اما کلاسیک در مضمون. کتاب سرشار از تلمیحات ادبی است و خوانندهی آشنای ادبیات کلاسیک را با لایههای پنهان بیشتری روبرو میکند.
📌 مخاطب خاص: بزرگسالان. این کتاب را به کسانی پیشنهاد میکنم که از ویرجینیا وولف («خانم دالووی»، «به سوی فانوس دریایی») لذت میبرند و داستانهای عاشقانه با ساختاری غیرخطی را میپسندند.

میشل لبر (Michèle Lesbre) نویسنده قرن بیستم میلادی اهل فرانسه است. میشل لبر پس از تحصیل در رشته تاریخ در دانشگاه کلرمونت-فرند، معلم، سپس مدیر یک مهد کودک شد. او از سال 1975 به حزب چپ 1 رادیکال پیوست. در سال 1995، شروع به نوشتن کرد. او دو بچه دارد.