🖋️ نویسنده: سوتلانا الکسیویچ (برنده نوبل ادبیات ۲۰۱۵)
🛂 نشر: چشمه (ترجمه زهرا زواریان - مجموعه «جهاننگاران»)
💞 ژانر: ناداستان / تاریخ شفاهی / مستند جنگی
🌟 درباره کتاب (غیرداستانی):
جرقه داستان: «بچهها را در تابوتهای رویین جمعآوری میکردیم... گاهی فقط یک دست بود، گاهی فقط یک تکه استخوان.»
سال ۱۹۷۹، شوروی به افغانستان حمله کرد. یک دهه بعد، دهها هزار سرباز در تابوتهای سربی (رویین) به خانه برگشتند؛ سربازانی که اکثراً کمتر از ۲۰ سال داشتند. جنگی که دولت شوروی آن را «ماموریت صلحبانانه» مینامید، از مردم پنهان ماند، در حالی که مادران هر روز منتظرِ تابوتهای رویین پسرانشان بودند .
این کتاب مجموعهای از گفتوگوهای الکسیویچ با بازماندگان این فاجعه است: سربازانی که برگشتند اما دیگر هرگز مثل قبل نشدند، پرستارانی که از وحشت شغالهای صحرایی و بریدن دستهای مجروح با قمه میگویند، مادرانی که پیکر پسرشان را «تکهتکه» در تابوت تحویل گرفتند، و حتی روسپیهایی که به اردوگاهها میآمدند تا سربازان را چند ساعتی از واقعیت دور کنند .
الکسیویچ در این کتاب، بیهیچ قضاوتی و تنها با صدای بیواسطه آدمها، روایت میکند که «جنگ» در یک «کشور صلحطلب» که حتی از اعلام آن هم شرم داشت، با نسل جوان چه کرد .
فضای کتاب: «پسران رویین» در زمان انتشارش در شوروی جنجال عظیمی به پا کرد. دولت و رسانههای دولتی آن را «افترا به سربازان» و «رویای خیالی» نامیدند . اما این کتاب بعدها به یکی از مشهورترین آثار الکسیویچ تبدیل شد و سهم بزرگی در دریافت نوبل ادبیات ۲۰۱۵ داشت .
اسلوب «چندصدایی» الکسیویچ در این کتاب استادانه به کار رفته است. فصلبندی کتاب با نقلقولهایی از کتاب مقدس (قسمتهایی از کتاب ایوب) همراه است که فضای «رنج بیپایان و پرسش از خدایی که ساکت است» را القا میکند .
نقل قول از کتاب: «جنگی که بود، نه... جنگی نبود... در یک جای خوب و تمیز برای یک پسرکِ کلاس هشتمی... ما را سوار هواپیما کردند و بعد که برگشتیم، سالم نبودیم... یکیشان پایش را جا گذاشت، یکی ذهنش را... یکی هم اصلاً برنگشت... من اگر دیوانه نشدم، به این خاطر است که فرصتش را نداشتم» .
📌 مخاطب خاص:
اگر از «جنگ چهره زنانه ندارد» لذت بردهاید و داستانهای مستند را با قلبی آماده برای تحمل اندوه دنبال میکنید، «پسران رویین» تجربهای مشابه اما به مراتب تلختر و تاریکتر از آن اثر است.

سوتلانا الکساندرونا الکسیویچ، روزنامه نگار و نویسنده ی بلاروسی، متولد 1948 در اوکراین از پدری بلاروسی و مادری اوکراینی زاده شد. وی پس از فارغ التحصیل شدن از مدرسه در چند نشریه ی محلی به عنوان خبرنگار مشغول کار شد. شهرت او به عنوان روزنامه نگار به دلیل نوشتن و روایت در مورد رویدادهای کشورش چون جنگ جهانی دوم، جنگ شوروی و افغانستان، سقوط اتحاد جماهیر شوروی، فاجعه ی چرنوبیل و گفت وگو و مصاحبه با شاهدان این واقعه است که منجر به آزار و اذیت او توسط نظام حاکم آن دوره شد. از جمله آثار او می توان به «جنگ چهره ی زنانه ندارد»، «صداهایی از چرنوبیل؛ تاریخ شفاهی یک فاجعه هسته ای» و «پسران روئین چهره» (درباره ی وقایع افغانستان) اشاره کرد. کسب جایزه ی نوبل ادبیات، جایزه ی مدیسی و جایزه ی صلح ناشران آلمان، بخشی از افتخارات این بانوی نویسنده است.