🖋️ نویسنده: مارتین هایدگر
🛂 نشر: چرخ
💞 ژانر: فلسفه قارهای / هرمنوتیک / هستیشناسی
🌟 درباره کتاب:
این جستار مهم از هایدگر که در سال ۱۹۶۹ منتشر شد، به یکی از پرسشهای بنیادین فلسفه معاصر پاسخ میدهد: «آیا فلسفه به پایان رسیده است؟» .
هایدگر در این اثر استدلال میکند که فلسفه بهعنوان «متافیزیک» (اندیشیدن به وجود از طریق بازنمایی و دلیلآوری) به پایان خود رسیده است. اما «پایان» در اینجا به معنای نابودی یا زوال نیست، بلکه به معنای «تکمیل» (completion) است – یعنی نقطهای که فلسفه تمام امکانات خود را به فعلیت رسانده است .
از نظر هایدگر، علوم تجربی (فلسفه به مثابه انسانشناسی تجربی، روانشناسی، جامعهشناسی، منطق صوری و معناشناسی) در واقع وارثان فلسفهاند و زمینی را که فلسفه گشود، اشغال کردهاند. اما «وظیفه تفکر» چیز دیگری است. تفکر باید خود را از قید «بازنمایی» و «سوژهمحوری» رها کند و خود را در برابر «رویداد Appropriation / Ereignis» بگشاید – چیزی که فلسفه به عنوان متافیزیک قادر به اندیشیدن به آن نبوده است .
این جستار برای فهم «دوران دوم» تفکر هایدگر (پس از «هستی و زمان») کلیدی است.
📌 مخاطب خاص: دانشجویان و پژوهشگران فلسفه قارهای، طرفداران هوسرل، گادامر و دریدا.

مارتین هایدگر، زاده ی 1889 و درگذشته ی 26 می 1976، فیلسوف بزرگ آلمانی بود.هایدگر در خانواده ای کاتولیک و سنتی در یکی از روستاهای ایالت بادن-وورتمبرگ به نام مسکیرش در جنوب غربی آلمان و در دل کوهستان آلپ به دنیا آمد.او مطالعه ی الهیات را از سال 1909 در دانشگاه فرایبورگ آغاز کرد و بعد از آن به فلسفه روی آورد. فعالیت هایدگر همواره تحت تأثیر استادش، ادموند هوسرل بود. در نظر هایدگر، تاریخ متافیزیک، تاریخ غفلت از وجود و افتادن در ورطه ی موجودانگاری است. مقصود هایدگر از این تعبیر آن است که تاریخ کنونی فلسفه، با خلط موجودشناسی و وجودشناسی، از شناخت وجود به معنای اصیل آن بازمانده است. او مدتی از اعضای حزب نازی و نماینده ی این حزب در دانشگاه فرایبورگ بود.اندیشه های هایدگر، الهام بخش اندیشه های بسیاری از متفکران پس از مدرنیته از جمله میشل فوکو، ژاک دریدا و هانس-گئورگ گادامر بوده است.