«پاندای محجوب بامبو بهدست با چشمهایی دورسیاه، در اندیشهی انقراض» نوشتهی جابرحسینزاده، یک رمان طنز اجتماعی است.
داستان ماجراها و روایتهای آدمی نیمهروانپریش است که مثل آهنربا، دیوانههای دور و برش را به خود جذب میکند و قدم به قدم به جنون کامل نزدیکتر میشود. حامد مهندسی جوان، خانهای مجردی در محلهی شهرک نفت دارد. ماجراهای کتاب، در واقع، برخوردهای او با آدمهایی است که به خانهاش رفت و آمد دارند. حامد قبلا عاشق دخترداییاش بوده، این عشق ناکام در جوانی، او را آزرده کرده است. این ناکامی و ناکامیهای دیگر و البته محیط اجتماعی، وضعیت روانی خاصی برای او به وجود آورده است؛ سهچهار سال است که او نزد روانپزشک میرود تا شاید راهی برای تحمل این دنیا و آدمها پیدا کند. شخصیتهای دیگر رمان نیز مشکلات عجیب و غریبی دارند؛ جوانی که سودای سفر دارد، مریدی که به دنبال مراد دیوانهاش است، دختری که در پی کشف و توصیف راز و رمز کائنات است، عمهای که در خیالش، عاشق سربازی آلمانی است. همهی این شخصیتها و آدمهایی که به مطب روانپزشکان رفتوآمد میکنند، در زندگیشان به پوچی رسیدهاند و با بلاهت خودشان، طنزی تلخ را ایجاد میکنند.
سرگشتگی و نوعی جنون که از زبان حامد روایت میشود، بخش مهمی از مشکلات نسل جوان طبقهی متوسط جامعه است. به اقتضای ذهن آشفته و مغشوش راوی، روایت به شکل تکگویی درونی و به صورت غیرخطی پیش میرود. ذهن مغشوش راوی و گیجی همیشگی او در مواجهه با آدمهای اطراف و دنیای محدودی که در آن احاطه شده با این ساختار منطبق است. گویی حامد در جایی ثابت از دنیا ایستاده و به شکلی منفعل شاهد ورود و خروج آدمها به خانه و در حقیقت جریان زندگی خودش است. راوی، بدون ترتیب خاصی بین محدودههای زمانی مختلفی از زندگی خودش سیر میکند و روایتهایی آشفته از روابط ناپایدارش با اطرافیان را به تصویر میکشد. آدمهای رمان گاهی با شکلی موجه وارد میشوند و طولی نمیکشد که ضعفها و حماقتهای خودشان را به نمایش میگذارند. به عبارت دیگر، لشکر شکستخوردهها، به نوبت وارد صحنه و با لگد از آن بیرون انداخته میشوند. نویسنده با ایجاد تعادل میان واقعنمایی و اغراق؛ گویی آینهای به دست گرفته تا در آن، گفتوگوهای درونی و بیرونی نسل جوان طبقهی متوسط و دغدغههای اجتماعی، فردی و سیاسی آن را نشان دهد و جنبههای طنز آن را کشف کند.
«پاندای محجوب بامبو بهدست با چشمهایی دورسیاه، در اندیشهی انقراض» رمانی طنز است که معضلات اجتماعی را نیز بازتاب میدهد، گزینهای مناسب برای علاقمندان به رمانهای طنز.

جابر حسین زاده نودهی متولد سال 1359، نویسنده ایرانی می باشد.