🖋️ نویسنده: لیزا دی یانگ
🛂 نشر: آموت
💞 ژانر: درام عاطفی / معاصر
🌟 درباره کتاب:
یک شب بارانی، زندگی «کیت الکساندر» نوجوان برای همیشه تغییر میکند . اتفاقی که میافتد آنقدر وحشتناک است که کیت را از دنیا قاطی میکند. هیچ کس نمیداند چه شده – نه خانوادهاش، نه «بو»، بهترین دوست کودکیاش که عاشقش است .
بو میتواند بفهمد چیزی درست نیست. هر چه التماس میکند بگوید، کیت جواب نمیدهد. حرف زدن یعنی باید به آن شب فکر کند. و آن شب را نمیتواند حتی برای خودش هم روایت کند.
بو برای دانشگاه میرود و کیت تنها میماند. تا اینکه «اشر هانت»، پسر تازهوارد با چشمانی فریبنده، وارد زندگیاش میشود . اشر هم خودش زخمهایی دارد. یک بازی ساده میگذارد سر راهشان: «هر روز یک حقیقت بگو» . کمکم دیوارهای کیت آب میشوند. اما آیا کسی که تو را از تاریکی بیرون کشیده، میتواند همان کسی باشد که پرتت میکند؟
📌 کتابی که دو سال منتظر آفتاب ماندن را معنا میکند . برای کسانی که «آسمان خراش» و «پنج قدم فاصله» را دوست داشتند. روایتی از تروما، التیام و عشقی که آخرش میبینی هیچ کدام از شخصیتهای کتاب آن کسی نبودند که فکر میکردی.