🖋️ نویسنده: فردریک بکمن (Fredrik Backman)
🛂 نشر: نون
💞 ژانر: درام معاصر / داستان کوتاه
🌟 درباره کتاب (داستانی):
جرقه داستان: پیرمردی و نوهاش «نوا» روی یک نیمکت در میدانی نشستهاند که هر روز کوچکتر میشود. پدربزرگ با آلزایمر دست و پنجه نرم میکند و خاطراتش یکییکی رنگ میبازند. او هر روز بیشتر فراموش میکند، اما نوهاش را محکم در آغوش میگیرد.
در این داستان کوتاه و ۶۰ صفحهای، بکمن از «ترس فراموش شدن» و «ترس فراموش کردن» مینویسد. از عشقی که همیشه با ترس همراه است. او با زبانی ساده و عمیقاً تکاندهنده، لحظات خداحافظی آرام یک پدربزرگ با عزیزانش را روایت میکند.
نقل قول از کتاب: «سنبلها دارند زیر نیمکت شکوفه میدهند. یک میلیون بازوی بنفش ظریف، خود را از ساقهها بالا میکشند تا نور خورشید را در آغوش بگیرند. پسرک گلها را میشناسد. مال مامانبزرگند، بوی کریسمس میدهند.»
📌 مخاطب خاص: طرفداران فردریک بکمن و هر کسی که خواهان یک داستان کوتاه اما عمیقاً احساسی در یک بعدازظهر است.