🖋️ نویسنده: ترومن کاپوتی
🛂 نشر: چشمه (ترجمه بهرنگ رجبی)
💞 ژانر: مجموعه داستان کوتاه / ناداستین / ادبیات آمریکا
🌟 درباره کتاب (داستانی ):
این مجموعه آخرین اثر مهم کاپوتی است که در سال ۱۹۸۰ منتشر شد و شانزده هفته در لیست پرفروشهای نیویورک تایمز قرار داشت .
فضای کتاب: کاپوتی در سالهای پایانی عمرش به این نتیجه رسید که دیگر نیازی به «ساختن» قصه نیست؛ خود زندگی پر از داستانهای جذاب و بکر است که فقط باید درست تعریفشان کرد تا به جان خواننده بنشینند. این کتاب مجموعهای است از روایتهای پُرکشش و ماهرانه از برخوردهایش با کسانی که زندگی معمولی نداشتهاند، و مهمتر از همه، روایتهایی از عمر خودش که یکی از غریبترین و غنیترین زندگیها را داشت .
نقد و بررسی: برخی از داستانهای این مجموعه «خوب و باورپذیر و جذاب» و برخی دیگر «بیشتر شبیه رودهدرازی» توصیف شدهاند . اما اکثر منتقدان آن را بازگشت درخشان کاپوتی به دوران اوج نویسندگی میدانند .
📌 مخاطب خاص: بزرگسالان، طرفداران کاپوتی و داستانهای کوتاه، و کسانی که از روایتهای مستندگونه با نثری ادبی لذت میبرند.

"ترومن گارسیا کاپوتی، زاده ی 30 سپتامبر 1924 و درگذشته ی 25 آگوست 1984، رمان نویس، نمایش نامه نویس، فیلمنامه نویس و بازیگر آمریکایی بود. او در نیوارولئان واقع در لوییزیانا به دنیا آمد و پدر و مادرش زمانی که چهار ساله بود، از یکدیگر جدا شدند. او پس از این جدایی به آلاباما فرستاده شد تا پنج سال آینده را در کنار خویشاوندان مادرش سپری کند. کاپوتی که کودکی تنها بود، قبل از ورود به مدرسه به صورت خودآموز، خواند و نوشتن را فراگرفت. او داستان نویسی را از سن یازده سالگی شروع کرد.او در سال 1943 در دپارتمان هنر مجله ی نیویورکر مشغول به کار شد، شغلی که دو سال آن را در اختیار داشت تا این که به خاطر ناراحت کردن شاعر مشهور، رابرت فراست، از آن جا اخراج شد. ترومن کاپوتی در اواخر دهه ی 1970، مدام به مرکز ترک اعتیاد می رفت و سرانجام در سن 59 سالگی، بر اثر التهاب وریدی و بیماری کبد ناشی از مصرف مواد مخدر جان خود را از دست داد.