🖋️ نویسنده: ساموئل بکت (برنده نوبل ادبیات ۱۹۶۹)
🛂 نشر: چشمه (ناشر اصلی: نشر ثالث)
💞 ژانر: رمان فلسفی / ابزورد / سهگانه اگزیستانسیال
🌟 درباره کتاب (داستانی ):
«ملوی» نخستین جلد از سهگانه مشهور ساموئل بکت (شامل «ملوی»، «مالون میمیرد» و «ننامیدنی») است که بین سالهای ۱۹۴۷ و ۱۹۵۰ در پاریس نوشته شده است . این سهگانه بهطور کلی به عنوان یکی از مهمترین آثار ادبی قرن بیستم و مهمترین اثر غیرنمایشی در کل آثار بکت در نظر گرفته میشود .
رمان در دو بخش روایت میشود. بخش اول درباره «ملوی» است؛ پیرمردی فرتوت که سلامتیاش رو به وخامت میرود . او بهدنبال مادرش میگردد و در این مسیر با شخصیتهای عجیبی روبرو میشود . بخش دوم روایت کارآگاهی به نام «جک موران» است که مأموریت مییابد ملوی را پیدا کند . با پیشرفت داستان، این دو شخصیت تنها از طریق نام از هم قابل تشخیص میشوند، زیرا تجربیات و افکارشان مشابه است .
نثر بکت در این کتاب بهتدریج برهنه و ساده میشود . رمان به دلیل «چیزهایی که حذف شدهاند در تاریخ ادبیات مشهور گشته است: ابزارهای رماننویسی معمول مانند پیرنگ، صحنهها و شخصیتها» . رمان با جمله معروف «نیمهشب است. باران به پنجرهها میخورد» آغاز میشود .
نقل قول از کتاب (بخش آغازین): «در اتاق مادرم هستم. حالا منم که اینجا زندگی میکنم. نمیدانم چطور از اینجا سردرآوردهام. شاید با یک آمبولانس، مسلما با یک ماشین... حالا فقط دوست دارم از چیزهایی که باقی ماندهاند حرف بزنم، خداحافظیهایم را بکنم، و روند مردنم را کامل کنم.»
📌 مخاطب خاص: این کتاب را به دوستداران ادبیات فلسفی و اگزیستانسیال، طرفداران ساموئل بکت و «ادبیات ابزورد»، و کسانی که از خواندن آثار غیرخطی و تجربی لذت میبرند، پیشنهاد میکنیم.

ساموئل بارکْلی بکت، زاده ی ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ و درگذشته ی ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹، نمایشنامه نویس، رمان نویس و شاعر ایرلندی بود. او در سال ۱۹۶۹ به دلیل «نوشته هایش - در قالب رمان و نمایش - که در فقر [معنوی] انسان امروزی، فراروی و عروج او را می جوید»، جایزه ی نوبل ادبیات را دریافت نمود.خانواده اش پروتستان بودند. پدرش ویلیام، مادرش ماریا و برادرش فرانک نام داشتند. دوره ی ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و به واسطه ی علاقه اش به زبان فرانسه، در رشته ی ادبیات و زبان فرانسه ادامه تحصیل داد و در سال ۱۹۲۷ با درجه ی کارشناسی فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۲۸ به پاریس رفت و به مدت دو سال در اکول نرمال سوپریور به تدریس مشغول شد. در همان زمان بود که با جیمز جویس آشنایی و رفاقت پیدا کرد. این آشنایی در شکل گیری استعداد او تأثیر چشمگیری داشت و به او کمک های زیادی کرد.آثار بکت بی پروا، به شکل بنیادی کمینه گرا و بنابر بعضی تفسیرها در رابطه با وضعیت انسان ها عمیقا بدبینانه اند. این حس بدبینی اغلب با قریحه ی طنزپردازی قوی و غالبا نیش دار وی تلطیف می گردد. چنین حسی از طنز، برای بعضی از خوانندگان آثار او، این نکته را دربردارد که سفری که انسان به عنوان زندگی آغاز کرده است با وجود دشواری ها، ارزش سعی و تلاش را دارد. آثار اخیر او، بن مایه های مورد نظر را به شکلی رمزگونه و کاهش یافته مطرح می کنند.