نجواگر تنها یک کتابفروشی نیست؛ سرای واژه‌هاست...
قلب سرخ
ناموجود
افزودن به سبد خرید
ناموجود
افزودن به سبد خرید
کتاب قلب سرخ

(بخشی از کتاب)

چشم‌هایش داشت از حدقه بیرون می‌افتاد. آن چند صفحه اول دفتر را پی در پی به عقب و جلو ورق می‌زد. همان چند صفحه‌ای که مهناز با نوشتن و خط خطی کردن و گاه با اشک چشم، پر کرده بود. لبانش خشک شده و پیوسته، آب نداشته دهانش را فرو می‌برد. نمی‌فهمید چه می‌کند؟ در هیجانی دست و پا می‌زد که تا آن وقت، احساس نکرده بود. حتی نمی‌دانست که باید چه کار کند یا به چه بیندیشد؟

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است