🖋️ نویسنده: جیم تامپسون
🛂 نشر: نگاه
💞 ژانر: نوآر / دلهرهآور روانشناختی
🌟 درباره کتاب:
لو فورد، معاون کلانتر شهر کوچک سنتری سیتی در تگزاس، همه دوستش دارند. خوشبرخورد، آرام و دستبهدوست. اما لو یک راز دارد: از بچگی یاد گرفته آن «صدای درون» را خفه کند. صدایی که میگوید بزن، بکش، خفه کن.
داستان از زبان خود لو روایت میشود. همین راوی غیرقابل اعتماد، کتاب را تبدیل به تجربهای وحشتناک و جذاب کرده است. لو در همان سطرهای اول به شما میگوید که چهکاره است، اما آنقدر صمیمی و دوستداشتنی حرف میزند که تقریباً فراموش میکنی با یک بیمار روانی طرفی. تقریباً.
جیم تامپسون در این کتاب، از درون یک قاتل زنجیرهای را نشان میدهد: کسی که خودش را «درمانشده» میداند، اما هر صفحه، یک جای دیگر ماسکش میافتد. کتاب درباره «سازگاری ظاهری با جامعه» است؛ اینکه چطور یک بیمار روانی میتواند سالها بین مردم زندگی کند و هیچکس شک نکند.
📌 برنده جایزه ادگارآلن پو برای بهترین رمان (۱۹۵۲) . برای کسانی که «دختر گمشده» را دوست داشتند اما میخواهند ببینند پنجاه سال قبل از ژیلین فلین، یک نویسنده آمریکایی چطور درباره راوی غیرقابل اعتماد نوشته است. تاریکترین کتاب این لیست. هشدار: خشونت گرافیک دارد.

جیم تامپسون (Jim Thompson؛ ۲۷ سپتامبر ۱۹۰۶ – ۷ آوریل ۱۹۷۷) یک نویسنده اهل ایالات متحده آمریکا بود. از کارهای معروف وی میتوان به قاتل درون من، بعد از تاریکی، عزیزم اشاره کرد. تامپسون بیش از سی رمان نوشت، که بیشتر آنها نشریات اصلی شومیز است، و از اواخر دهه 1940 تا اواسط دهه 1950 منتشر شد. علی رغم برخی از توجه های مثبت انتقادی - به ویژه توسط آنتونی بوچر در نیویورک تایمز - وی در طول زندگی زیاد شناخته شده نبود، و تنها پس از مرگ قامت ادبی تامپسون رشد کرد. در اواخر دهه 1980، چندین رمان او دوباره در سری Black Lizard دوباره کشف شدند.