🖋️ نویسنده: ایگناتسیو سیلونه (Ignazio Silone)
🛂 نشر: نگاه
💞 ژانر: فلسفه سیاسی / تاریخ
🌟 درباره کتاب:
ایگناتسیو سیلونه، نویسنده و مبارز ضد فاشیست ایتالیایی، در این کتاب به ریشهیابی فاشیسم میپردازد. سوال اصلی سیلونه این است: چطور مردم عادی ایتالیا، موسولینی را به قدرت رساندند و سالها از او حمایت کردند؟ پاسخ سیلونه برخلاف تحلیلهای اقتصادیِ صِرف (سرمایهداری در بحران)، به روانشناسی تودهها برمیگردد: ترس از آزادی، نیاز به پدر قهرمان، و لذت سادیستی از تحقیر دیگری. فاشیسم از نظر سیلونه «سندرم یک جامعه بیمار» است، نه فقط یک حادثه تاریخی.
📌 برای کسانی که «خاستگاه توتالیتاریسم» آرنت و «اطاعت از قدرت» میلگرام را خواندهاند و میخواهند تحلیلی کلاسیک اما مردمپسند از فاشیسم بخوانند.

سیلونه دوران کودکی را با فقر و تنگدستی گذراند و در زمینلرزه سال ۱۹۱۵ ایتالیا پدر و مادر و پنج برادر خود را از دست داد. در ۱۹۲۱ به حزب کمونیست ایتالیا پیوست و با دستگاه فاشیستی موسولینی به مبارزه پرداخت. در ۱۹۲۷ سفری به شوروی کرد و پس از بازگشت از آن سفر مانند همکاران دیگر خود آندره ژید و آرتور کوستلر و غیره راه مستقلی در پیش گرفت، چنانکه در ۱۹۳۰ از حزب کمونیست استعفا داد. وی به علت فعالیتهای سیاسی ناگزیر شد در ۱۹۳۰ به سویس بگریزد و شاهکارهای خود مانند «نان و شراب» و «فانتامارا» و «دانه زیر برف» و «یک مشت تمشک» و «رازلوک» و «روباه و گلهای کاملیا» را در آن دیار به رشته تحریر کشید. سیلونه در زمان جنگ جهانی دوم به وطن خود بازگشت و در نهضت زیرزمینی ضد فاشیسم علیه حکومت موسولینی مبارزه کرد.
در سال ۲۰۰۰ دو تاریخنگار ایتالیایی به نامهای داریو بیوکا و مائورو کانالی اسنادی را منتشر کردند که نشان میداد سیلونه از سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۰ با نام مستعار سیلوستره برای پلیس فاشیستی ایتالیا خبرچینی میکردهاست. انتشار این اسناد جنجال فراوانی برانگیخت. مطابق این اسناد پیوستن سیلونه به حزب کمونیست به قصد نفوذ در این سازمان بود، و او در دستگیری بخشی از رهبران حزب کمونیست نقش مهمی ایفا کرد.