خلاصه کتاب عصیانگران
عصیانگران اتحادیهای از اعجوبهها هستند (انسانهایی دارای تواناییهای برتر) که از دل خرابیهای تمدنی فروریخته برخاستهاند و صلح و نظم را از زیر سلطهی آشوب دوباره برپا ساختهاند. آنها به عنوان قهرمانان عدالت، به نماد امید و دلاوری برای همگان تبدیل شدهاند. مگر برای اشراری که موجبات سقوط آنها را فراهم آوردهاند.
نُوا برای نفرت از عصیانگران دلیل خاص خودش را دارد و در پی انجام مأموریتی انتقامجویانه علیه ایشان است. به هدفش که نزدیک میشود، با آدرین آشنا میشود، جوانی از اعضای عصیانگران که به عدالت -و به نوا- اعتقاد دارد. اما نوا با شروری عهد وفاداری دارد که قادر است هر دو را نابود کند.
بخشی از کتاب عصیانگران
در آغاز، همگی از جملهی اشرار بودیم. صدها سال، مردم دنیا از اعجوبهها میترسیدند؛ شکارمان میکردند، شکنجهمان میدادند، از ترس سرکوبمان میکردند، ما را ساحره و عفریت و عجیبالخلقه و نفرتانگیز میانگاشتند، در برابر نگاه سنگدل مردمان که به تماشا گرد آمده بودند سنگسارمان میکردند، به دارمان میکشیدند و شمعآجینمان میکردند، مفتخر به آنکه دنیا را از لوث وجود شری دیگر پاک کرده بودند؛ حق داشتند که بترسند. صدها سال. چه کسی در برابرشان تاب میآورد؟