🖋️ نویسنده: هاروکی موراکامی
🛂 نشر: نون
💞 ژانر: داستان کوتاه / سوررئال / فلسفی
🌟 درباره کتاب (داستانی):
«شهر گربهها» در واقع یک داستان کوتاه است که در دل رمان عظیم «IQ84» نوشته شده.
جرقه داستان: مرد جوانی در یک سفر بیهدف با قطار، در ایستگاهی خلوت پیاده میشود. نه کارگری در ایستگاه است، نه فروشندهای در بازار. شهر خالی از سکنه به نظر میرسد. اما وقتی خورشید غروب میکند، صدها گربه با جثهای بزرگتر از حد معمول از پل به شهر سرازیر میشوند، کرکره مغازهها را بالا میزنند، پشت میزهای ادارات مینشینند و مشغول کارهای روزمره میشوند.
مرد شبها در برج ناقوس پنهان میشود و آنها را تماشا میکند. تا اینکه در شب سوم، گربهها بوی انسان را حس میکنند و او را جستجو میکنند. اما نمیتوانند پیدایش کنند. صبح روز بعد، قطار دیگر در این ایستگاه توقف نمیکند. مرد میفهمد که این دیگر «شهر گربهها» نیست؛ این «جایی است که قرار است گم شود» و دیگر راه بازگشتی وجود ندارد.
موراکامی این داستان را نمادی از ورود به ناخودآگاه، مرز باریک میان رؤیا و واقعیت، و لحظهای که انسان متوجه میشود دیگر نمیتواند به جهان قبلی بازگردد، میداند.
📌 مخاطب خاص: طرفداران «کافکا در کرانه» و «کتابخانه نیمهشب»، کسانی که از قصههای سوررئال و تأملبرانگیز لذت میبرند.