🖋️ نویسنده: فئودور داستایوفسکی
🛂 نشر: نگاه
💞 ژانر: داستان کوتاه / عاشقانه
🌟 درباره کتاب:
راوی داستان، مردی جوان و تنها در سنپترزبورگ است. او «رویاپرداز» نام دارد. شبها در خیابانهای خلوت شهر قدم میزند، به پنجرههای خانهها خیره میشود و برای ساکنانشان زندگی خیالی میسازد. تا این که یک شب، در کنار کانال، دختری به نام «نَستِنیا» را میبیند که به نظر میرسد در حال گریه کردن است.
رویاپرداز به او نزدیک میشود. نستنیا از او میخواهد تا فردا شب دوباره به همان جا بیاید. کم کم، در آن شبهای روشن سفید سنپترزبورگ (در فصلی که خورشید غروب نمیکند)، میان این دو غریبه صمیمیتی شکل میگیرد. نستنیا برایش از عشق گمشدهاش میگوید، و رویاپرداز هم... دارد عاشق نستنیا میشود.
📌 برای کسانی که: عاشق داستانهای کوتاه روسی با حالوهوای پاییزی، عشقهای نافرجام و جملاتی که زیرش بتوان خط کشید هستند. از آن کتابهایی که تا سالها بعد از خواندنش، هر وقت «شبهای روشن» را بشنوی، قلبت یک تکانی میخورد.