🖋️ نویسنده: رومن گاری
🛂 نشر: چشمه (ترجمه سیلویا بجانیان)
💞 ژانر: زندگینامه / داستانی سیاسی / اجتماعی
🌟 درباره کتاب (داستانی):
سال ۱۹۶۸، لس آنجلس. رومن گاری، نویسنده فرانسوی و دو برنده جایزه گنکور، سگی سفید و آلمانی را از زیر باران نجات میدهد و به خانه میآورد . اما خیلی زود متوجه میشود که این سگ توسط صاحبان قبلیاش تربیت شده تا به سیاهپوستان حمله کند. گاری برای بازآموزی سگ به دامپزشکی مراجعه میکند؛ دامپزشکی که خودش سیاهپوست است .
این کتاب روایتی است از تلاش گاری برای «از برنامهانداختن» یک سگ نژادپرست، و در عین حال تمثیلی است از مبارزه با نژادپرستی در آمریکای دهه ۶۰. گاری از ماجرای سگ به عنوان استعارهای برای نیاز به از بین بردن تبعیض نژادی استفاده میکند . داستان لایههایی از نقد اجتماعی، خودکاوی، و رابطه نویسنده با همسرش ژان سبرگ (بازیگر آمریکایی) را نیز در بر دارد.
📌 مخاطب خاص: بزرگسالان، علاقهمندان به ادبیات فرانسه و نقد اجتماعی، و کسانی که از تمثیلهای سیاسی لذت میبرند.

رومن گاری با نام اصلی رومن کاتسف (Roman Kacew) در ۸ مه ۱۹۱۴ میلادی در شهر ویلنا (اکنون: ویلنیوس، واقع در لیتوانی) در خانواده ای یهودی به دنیا آمد. پدرش (آری-لیب کاسو) کمی بعد در ۱۹۲۵ میلادی خانواده را رها کرد و به ازدواج مجدد دست زد. از این هنگام او با مادرش، نینا اوزینسکی (کاسو)، زندگی می کرد، ابتدا در ویلنا و سپس در ورشوی لهستان. رومن در دوران زندگی سیاسی اش حدود ۱۲ رمان نوشت. به همین دلیل بسیاری از کارهایش را با نام مستعار می نوشت. مادامی که با نام مستعار امیل آژار به نویسندگی می پرداخت، تحت نامی به عنوان رومن گاری نیز داستان می نوشت.وی در ۲ دسامبر ۱۹۸۰ بعد از مرگ همسرش در سال ۱۹۷۹ با شلیک گلوله ایی به زندگی خود خاتمه داد. وی در یادداشتی که از خود به جای گذاشته اینطور نوشته است: «... دلیل این کار مرا باید در زندگینامه ام (شب آرام خواهد بود) بیابید. در این کتاب او گفته است: «به خاطر همسرم نبود، دیگر کاری نداشتم.» و همچنین نوشته است: «واقعا به من خوش گذشت، متشکرم و خداحافظ! »