نجواگر تنها یک کتابفروشی نیست؛ سرای واژه‌هاست...
روزهای خوش
۹۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
۹۵٫۰۰۰
افزودن به سبد خرید
تعداد باقیمانده: ۱ عدد

✂️ کتاب: روزهای خوش (Happy Days)

🖋️ نویسنده: ساموئل بکت
🛂 نشر: چشمه (ترجمه مهدی نوید)
💞 ژانر: نمایشنامه ابزورد (پوچی‌گرا) / تئاتر فلسفی

🌟 درباره کتاب (داستانی – بدون اسپویل):

جرقه داستان: صحنه نمایش ساده است: تپه‌ای کوتاه در علف‌زاری سوخته، زیر نور شدید خورشید که هیچ‌وقت غروب نمی‌کند. در مرکز این صحنه، «وینی»، زنی حدوداً پنجاه ساله، از کمر به پایین درون تپه دفن شده است .

جلوی او یک کیف بزرگ سیاه است (تنها دارایی‌اش) و پشت سرش «ویلی»، شوهر سالخورده‌اش، در سوراخی پنهان شده . وینی هر روز صبح با صدای زنگی که او را از «خواب مرگ» بیدار می‌کند، شروع می‌کند به انجام کارهای روزمره‌اش: مسواک زدن، شانه کردن موهایش، خواندن نوشته روی مسواک، و مرتب کردن وسایل داخل کیف . ویلی گاهی با خواندن تیتر روزنامه یا یک کلمه از پشت تپه پاسخ می‌دهد .

وینی تمام مدت با خودش حرف می‌زند (و با ویلی) تا ثابت کند که «هنوز زنده است». او مدام تکرار می‌کند: «آه، چه روز خوشی بشه.» . اما در پرده دوم، وینی تا گردن در تپه فرو رفته است . فقط سرش بیرون است و هنوز دارد حرف می‌زند. ویلی به زحمت از پشت تپه بیرون می‌خزد تا شاید دستش را به سمت او دراز کند...

فضای نمایشنامه: «روزهای خوش» (۱۹۶۱) یکی از شاهکارهای تئاتر ابزورد و مکمل «در انتظار گودو» است . این نمایشنامه به جای «توصیف رنج»، «اجرای رنج» را در تقابل با یک «خوش‌بینیِ» به تمام معنا پوچ به تصویر می‌کشد. بکت در اینجا سوال می‌کند: «اگر کسی هیچ راهی برای تغییر ندارد (چون دفن شده)، چگونه به خودش بقبولاند که «روز خوش» است؟» . نمایشنامه‌ای که نیویورک تایمز آن را «یکی از ۴۰ نمایشنامه برتر تاریخ» نامیده است .

نقل قول از کتاب: «وینی: قبلاً دعا می‌کردم. (مکث.) باید اقرار کنم دعا می‌کردم. (لبخند.) الآن نه. (لبخند پهن‌تر.) نه نه. (لبخند می‌ماسد. مکث.) اون موقع... الآن... چه مشکلاتی داره ذهن آدم.»

📌 مخاطب خاص: بزرگسالان، دانشجویان و علاقه‌مندان به تئاتر فلسفی و ادبیات پوچی‌گرا. اگر از «در انتظار گودو» و «دست آخر» لذت می‌برید، «روزهای خوش» شما را وادار به سکوت خواهد کرد.

درباره ساموئل بکت

درباره ساموئل بکت

ساموئل بارکْلی بکت، زاده ی ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ و درگذشته ی ۲۲ دسامبر ۱۹۸۹، نمایشنامه نویس، رمان نویس و شاعر ایرلندی بود. او در سال ۱۹۶۹ به دلیل «نوشته هایش - در قالب رمان و نمایش - که در فقر [معنوی] انسان امروزی، فراروی و عروج او را می جوید»، جایزه ی نوبل ادبیات را دریافت نمود.خانواده اش پروتستان بودند. پدرش ویلیام، مادرش ماریا و برادرش فرانک نام داشتند. دوره ی ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و به واسطه ی علاقه اش به زبان فرانسه، در رشته ی ادبیات و زبان فرانسه ادامه تحصیل داد و در سال ۱۹۲۷ با درجه ی کارشناسی فارغ التحصیل شد. در سال ۱۹۲۸ به پاریس رفت و به مدت دو سال در اکول نرمال سوپریور به تدریس مشغول شد. در همان زمان بود که با جیمز جویس آشنایی و رفاقت پیدا کرد. این آشنایی در شکل گیری استعداد او تأثیر چشمگیری داشت و به او کمک های زیادی کرد.آثار بکت بی پروا، به شکل بنیادی کمینه گرا و بنابر بعضی تفسیرها در رابطه با وضعیت انسان ها عمیقا بدبینانه اند. این حس بدبینی اغلب با قریحه ی طنزپردازی قوی و غالبا نیش دار وی تلطیف می گردد. چنین حسی از طنز، برای بعضی از خوانندگان آثار او، این نکته را دربردارد که سفری که انسان به عنوان زندگی آغاز کرده است با وجود دشواری ها، ارزش سعی و تلاش را دارد. آثار اخیر او، بن مایه های مورد نظر را به شکلی رمزگونه و کاهش یافته مطرح می کنند.

دیدگاه کاربران

دیدگاهی برای این محصول ثبت نشده است